آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
در جلسه فروش هوشمندسازی معمولاً انتظار میرود مجری درباره امکانات بیشتری صحبت کند؛ کلیدهای بیشتر، سنسورهای بیشتر، کنترل صوتی، اپلیکیشن، سناریوهای متعدد و هر قابلیتی که بتواند ساختمان را مدرنتر نشان دهد. از نظر فروش کوتاهمدت، اضافه شدن هر قابلیت میتواند به معنی افزایش مبلغ پروژه باشد. اما از نظر مهندسی همیشه اینطور نیست.
گاهی بهترین تصمیم این است که یک بخش اصلاً هوشمند نشود. ممکن است اجرای آن هزینه زیادی داشته باشد، استفاده روزمره محدودی ایجاد کند، نگهداری ساختمان را پیچیدهتر کند یا کاربر را برای انجام کاری ساده به چند لایه نرمافزار وابسته سازد. در چنین شرایطی اجرای بیشتر، الزاماً پروژه بهتر نمیسازد.
اینجاست که مشاوره هوشمندسازی ساختمان از فروش تجهیزات جدا میشود. یک مشاور حرفهای قرار نیست حداکثر تعداد محصولات را وارد پروژه کند؛ وظیفه او این است که مشخص کند کدام قابلیت واقعاً ارزش ایجاد میکند، کدام بخش بهتر است ساده باقی بماند و برای کدام امکان فقط باید زیرساخت آینده را پیشبینی کرد.
جهت حرکت سیستمهای جدید ساختمان نیز بیشتر به سمت عملکرد، آسایش و بهرهوری است تا صرفاً افزایش تعداد تجهیزات. وزارت انرژی آمریکا کنترلهای ساختمانی را با هدفهایی مانند مدیریت بهتر انرژی، استفاده از داده حسگرها و حفظ آسایش کاربران بررسی میکند و راهکارهای یکپارچه امروزی نیز روی هماهنگی HVAC، روشنایی و سایر بخشها تمرکز دارند.
اولین سؤال نباید این باشد که چه چیزی قابل هوشمند شدن است
تقریباً هر روز تعداد بیشتری از تجهیزات ساختمان قابلیت اتصال، کنترل و اتوماسیون پیدا میکنند. از روشنایی و پرده گرفته تا پریز، تهویه، قفل، شیر آب و حتی بعضی تجهیزات آشپزخانه را میتوان وارد یک سیستم متصل کرد.
اما قابلیت هوشمند شدن یک تجهیز به این معنا نیست که حتماً باید آن را هوشمند کنیم. سؤال درست این است که اضافه شدن کنترل هوشمند چه مشکلی از ساختمان یا کاربر حل خواهد کرد.
اگر پاسخ فقط این باشد که «چون امکانش وجود دارد»، احتمالاً هنوز دلیل کافی برای اضافه کردن آن قابلیت نداریم. در مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید نتیجه قابل لمس هر تصمیم مشخص باشد.
گاهی نتیجه آسایش بیشتر است، گاهی کاهش مصرف، گاهی افزایش امنیت و در پروژهای دیگر امکان مدیریت ساختمان از راه دور. اگر هیچکدام وجود ندارند، ساده ماندن سیستم میتواند تصمیم حرفهایتری باشد.
فرق میان قابلیت جذاب و قابلیت ارزشمند چیست؟
یک قابلیت ممکن است هنگام ارائه پروژه بسیار جذاب باشد، اما بعد از چند هفته استفاده روزانه تقریباً فراموش شود. مثال رایج آن برخی افکتهای پیچیده روشنایی است که در روز تحویل چند بار اجرا میشوند اما بعداً کاربر فقط دو یا سه حالت اصلی را استفاده میکند.
قابلیت ارزشمند معمولاً آن چیزی است که بارها در زندگی روزمره تکرار میشود یا یک مشکل واقعی را از کاربر دور میکند. سناریوی خروج، کنترل هوشمند سرمایش یا هشدار نشتی آب مثالهایی هستند که میتوانند مستقیماً روی استفاده از ساختمان اثر بگذارند.
بنابراین در مشاوره هوشمندسازی ساختمان بهتر است جذابیت اولیه محصول را از ارزش چندساله آن جدا کنیم. چیزی که در نمایشگاه چشمگیر است الزاماً همان چیزی نیست که مالک هر روز به آن نیاز خواهد داشت.
یکی از وظایف مشاور این است که پروژه را نه فقط در لحظه تحویل، بلکه بعد از یک سال استفاده تصور کند.
مشتری همیشه دقیقاً نیازش را بیان نمیکند
کارفرما ممکن است بگوید «میخواهم تمام چراغها با موبایل کنترل شوند.» اما اگر کمی بیشتر سؤال کنیم، شاید متوجه شویم نیاز واقعی او خاموش کردن تمام چراغها هنگام خروج از خانه است.
برای حل این مسئله لازم نیست هر بار کاربر اپلیکیشن را باز کند. یک سناریوی خروج روی کلید کنار در یا تشخیص وضعیت Away میتواند تجربه سادهتری ایجاد کند.
در پروژه دیگری، مشتری ممکن است برای تمام اتاقها Touch Panel درخواست کند، در حالی که نیاز اصلی فقط کنترل دما و دو سناریوی روشنایی است. یک رابط سادهتر ممکن است همان کار را با پیچیدگی و هزینه کمتر انجام دهد.
مشاوره هوشمندسازی ساختمان یعنی خواسته بیانشده را مستقیم تبدیل به فاکتور نکنیم؛ ابتدا مسئله پشت آن را پیدا کنیم.
چه زمانی باید بگوییم این بخش را هوشمند نکن؟
این جمله زمانی منطقی است که هزینه، پیچیدگی یا ریسک قابلیت موردنظر بیشتر از ارزشی باشد که در استفاده واقعی ایجاد میکند.
فرض کنید در ساختمانی تکمیلشده کارفرما میخواهد یک چراغ کماستفاده در انباری کوچک به سیستم مرکزی اضافه شود. اگر برای این کار نیاز به تخریب دیوار، ایجاد کابل جدید و تغییر تابلو باشد، شاید یک سنسور محلی یا حتی کلید ساده گزینه منطقیتری باشد.
در فضای دیگری ممکن است Automation باعث بدتر شدن تجربه شود. برای مثال سنسور حرکتی با Timer کوتاه در اتاقی که فرد مدت زیادی تقریباً بیحرکت میماند، میتواند چراغ را در زمان نامناسب خاموش کند.
در چنین شرایطی گفتن «این قسمت را ساده نگه داریم» بخشی از مشاوره هوشمندسازی ساختمان حرفهای است، نه نشانه کم بودن توان فنی مجری.
قبل از هر قابلیت، پنج سؤال باید پاسخ داده شوند
یک قابلیت زمانی ارزش بررسی دارد که بتوان برای آن نتیجه مشخصی تعریف کرد:
- این قابلیت چه مشکل واقعی را حل میکند؟
- کاربر چند بار از آن استفاده خواهد کرد؟
- در صورت خرابی چه چیزی از دست میرود؟
- هزینه نگهداری و توسعه آینده چقدر است؟
- آیا راهکار سادهتری برای همان نتیجه وجود دارد؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، بهتر است قبل از خرید تجهیزات طراحی دوباره بررسی شود.
چرا پیچیدگی خودش یک هزینه است؟
هزینه هوشمندسازی فقط مبلغ تجهیزات نیست. هر قابلیت جدید میتواند تنظیمات، کابل، ارتباط شبکه، نرمافزار، مستندات و نقاط احتمالی خرابی بیشتری ایجاد کند.
اگر پروژه از سه سیستم مختلف برای انجام کاری استفاده کند که یک کنترلر ساده میتوانست انجام دهد، تعداد وابستگیها افزایش پیدا میکند. بعداً برای پیدا کردن یک خطا نیز مسیر عیبیابی طولانیتر میشود.
این موضوع در سیستمهای یکپارچه اهمیت بیشتری دارد. وزارت انرژی آمریکا درباره کنترل یکپارچه ساختمان اشاره میکند که تبادل داده میان سیستمهای مختلف میتواند مزایای مهمی ایجاد کند، اما هماهنگ کردن دادهها و کنترل میان بخشها خود یک مسئله فنی واقعی است.
پس یکی از اصول مشاوره هوشمندسازی ساختمان این است که Integration فقط زمانی انجام شود که ارزش آن بیشتر از پیچیدگی اضافهشده باشد.
هر چیزی که بتوان یکپارچه کرد الزاماً نباید یکپارچه شود
ممکن است آسانسور، سیستم صوتی، روشنایی، HVAC و امنیت هر کدام Interface مناسبی داشته باشند. اما سؤال اصلی این است که چه اطلاعات یا فرمانهایی واقعاً باید میان آنها ردوبدل شوند.
برای مثال اطلاعات حضور میتواند هم برای روشنایی و هم HVAC ارزشمند باشد؛ چون هر دو سیستم براساس استفاده واقعی فضا تصمیم میگیرند. اشتراک داده حضور میان سیستمهای مختلف نیز یکی از حوزههای مورد بررسی در کنترلهای یکپارچه ساختمان است.
اما اتصال یک تجهیز کماهمیت فقط برای اینکه وضعیت آن در اپلیکیشن دیده شود ممکن است هیچ ارزش عملی ایجاد نکند.
مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید Integration را براساس سناریو انتخاب کند، نه براساس این ذهنیت که هر سیستم متصلتر حتماً بهتر است.
کنترل از موبایل همیشه هوشمندسازی نیست
اگر کاربر برای روشن کردن یک چراغ مجبور شود تلفن همراه خود را پیدا کند، قفل آن را باز کند، اپلیکیشن را اجرا کند و وارد صفحه مربوط شود، ممکن است کلید سنتی روی دیوار تجربه بسیار بهتری ایجاد کند.
موبایل برای کنترل از راه دور، مشاهده وضعیت یا تنظیمات بسیار مفید است، اما نباید همه فرمانهای روزمره را به آن منتقل کرد.
در بسیاری از نقاط خانه بهترین معماری ترکیبی است: کلید فیزیکی برای فرمان سریع، Automation برای رفتارهای تکراری و اپلیکیشن برای مدیریت سطح بالاتر.
یکی از مهمترین وظایف مشاوره هوشمندسازی ساختمان همین است که کاربر را مجبور نکند برای اثبات هوشمند بودن ساختمان، مسیر سادهای را پیچیدهتر طی کند.
آیا تمام پریزهای ساختمان باید هوشمند باشند؟
معمولاً خیر. بعضی پریزها هیچ سناریوی مشخصی برای کنترل ندارند و هوشمند کردن آنها فقط تعداد خروجیها و هزینه پروژه را افزایش میدهد.
در مقابل، پریزی که به تجهیز مشخصی متصل است و نیاز به قطع یا زمانبندی دارد میتواند ارزش بیشتری برای کنترل داشته باشد.
برای مثال بعضی پریزهای عمومی شاید در سناریوی خروج خاموش شوند، در حالی که پریز یخچال یا تجهیزات شبکه نباید وارد همان فرمان شود.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان بهتر است مدارهای قابل کنترل براساس کاربرد انتخاب شوند، نه اینکه صرفاً تمام پریزها برای کاملتر شدن فاکتور هوشمند شوند.
هوشمند کردن تجهیزات حیاتی نیاز به احتیاط بیشتری دارد
هرچه اهمیت یک تجهیز بیشتر باشد، منطق کنترل آن باید محافظهکارانهتر طراحی شود.
فرض کنید شیر اصلی آب ساختمان با فرمان هوشمند قابل بسته شدن است. این قابلیت هنگام تشخیص نشتی بسیار ارزشمند است، اما فرمان اشتباه نیز میتواند کل ساختمان را بدون آب کند.
در HVAC، خاموش کردن یک تجهیز در شرایط نامناسب ممکن است آسایش یا حتی عملکرد سایر بخشها را مختل کند. بنابراین Automation باید Fail-Safe و Override مشخص داشته باشد.
مشاور حرفهای فقط درباره اینکه سیستم «چه کاری میتواند انجام دهد» صحبت نمیکند؛ در مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید پرسید «اگر این فرمان اشتباه اجرا شد چه اتفاقی میافتد؟»
گاهی کنترل محلی بهتر از اتصال به سیستم مرکزی است
یک تجهیز میتواند مستقل عملکرد بسیار خوبی داشته باشد و نیاز واقعی به BMS یا هاب اصلی نداشته باشد.
برای مثال یک سنسور محلی همراه با تایمر ممکن است روشنایی یک انبار کوچک را کاملاً مدیریت کند. اتصال همین چراغ به سیستم مرکزی شاید فقط پیچیدگی بیشتری ایجاد کند.
در مقابل، روشنایی فضای عمومی بزرگ که اطلاعات حضور آن برای HVAC نیز استفاده میشود، ارزش بیشتری برای Integration دارد.
سیستمهای مدرن Building Automation امکان یکپارچه کردن HVAC، روشنایی، امنیت و سایر بخشها را فراهم میکنند، اما ارزش واقعی از استفاده هماهنگ این اطلاعات به دست میآید، نه صرف اتصال تعداد بیشتری تجهیز.
چه زمانی سنسور حرکت انتخاب خوبی نیست؟
سنسور حرکت یکی از پرکاربردترین تجهیزات هوشمندسازی است، اما برای هر فضایی مناسب نیست.
در راهرو، پله، پارکینگ و بعضی فضاهای عبوری بسیار کاربردی است، زیرا حضور افراد معمولاً با حرکت واضح همراه است. اما در دفتر کار یا اتاق مطالعه، فرد ممکن است مدت زیادی تقریباً بیحرکت باشد.
اگر نوع سنسور و Logic مناسب انتخاب نشده باشند، چراغ یا HVAC ممکن است در زمان حضور کاربر وارد حالت عدم حضور شوند.
پس در مشاوره هوشمندسازی ساختمان نباید برای تمام اتاقها یک سنسور و یک Timer ثابت پیشنهاد کرد. ابتدا رفتار واقعی فضا باید شناخته شود.
کاهش مصرف به هر قیمتی منطقی نیست
هوشمندسازی میتواند به کاهش مصرف کمک کند. کنترل حضور، Dimming و تنظیم HVAC براساس نیاز از روشهای شناختهشده مدیریت انرژی هستند. وزارت انرژی آمریکا نیز قابلیت صرفهجویی قابل توجه حسگرها و کنترلها را بررسی میکند و برای LEDها استفاده از Occupancy Sensor، Dimming و Task Tuning را توصیه میکند.
اما هدف نباید کم کردن مصرف به قیمت کاهش شدید آسایش باشد. اگر کاربر هر روز مجبور شود سیستم خودکار را Override کند، منطق کنترل احتمالاً درست طراحی نشده است.
برای مثال افزایش بیش از حد محدوده دمایی هنگام حضور ممکن است مقدار انرژی کمتری مصرف کند، اما باعث شود کاربران دائماً Setpoint را تغییر دهند.
مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید میان بهرهوری، آسایش و هزینه تعادل ایجاد کند.
چرا درصدهای تبلیغاتی نباید تصمیم پروژه را تعیین کنند؟
ممکن است برای یک فناوری عدد چشمگیری درباره کاهش مصرف دیده شود، اما این عدد الزاماً برای پروژه موردنظر قابل تکرار نیست.
نتیجه به ساختمان اولیه، ساعات استفاده، اقلیم، تجهیزات و منطق کنترل بستگی دارد. حتی مطالعات کنترل ساختمان نیز صرفهجویی را در شرایط و فرضیات مشخص ارزیابی میکنند.
برای مثال وزارت انرژی آمریکا در یک مطالعه قدیمیتر درباره کنترلهای تجاری گزارش کرده بود که کنترلهای درست تنظیمشده در نمونه مورد بررسی ظرفیت کاهش قابل توجه مصرف را دارند؛ اما این نتیجه نباید بدون تحلیل به هر خانه یا پروژه دیگری تعمیم داده شود.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان بهتر است بهجای وعده درصد ثابت، مشخص کنیم دقیقاً کدام ساعات کار یا کدام اتلاف قرار است کاهش پیدا کند.
آیا تمام روشنایی خانه باید سناریو داشته باشد؟
نه. بعضی چراغها فقط یک وظیفه دارند و همان فرمان On/Off برای آنها کاملاً مناسب است.
سناریو زمانی ارزش بیشتری دارد که چند مدار با یک هدف مشترک هماهنگ شوند. برای مثال در حالت مهمانی، روشنایی عمومی، نور دکوراتیو و پردهها با یک فرمان به وضعیت مشخص برسند.
اما ساختن پنج سناریو برای چراغ یک انباری کوچک فقط تعداد تنظیمات را افزایش میدهد.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید بین «امکان تعریف Scene» و «نیاز واقعی به Scene» تفاوت وجود داشته باشد.
سناریوی زیاد میتواند ساختمان را غیرقابل پیشبینی کند
اگر هر رویداد چند Automation مختلف را فعال کند، رفتار سیستم بهمرور پیچیده میشود.
فرض کنید ساعت شب شدت نور را کم میکند، سنسور حضور فرمان روشن شدن میدهد و Party Mode نیز سطح دیگری برای همان چراغ تعیین کرده است. اگر اولویت این فرمانها مشخص نباشد، نتیجه میتواند غیرقابل پیشبینی شود.
کاربر نباید مجبور باشد بفهمد کدام Automation چرا دستور دیگری را لغو کرده است. ساختمان باید در شرایط مشابه رفتار قابل انتظار داشته باشد.
بنابراین مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید علاوه بر طراحی سناریو، تعداد و تداخل آنها را نیز مدیریت کند.
سادهترین راهکاری که مسئله را حل میکند معمولاً ارزش بررسی دارد
اگر یک کلید تایمردار محلی نیاز پروژه را کامل حل میکند، شاید ساخت Gateway و Integration مرکزی لازم نباشد.
اگر یک سنسور نشت مستقل بتواند هشدار موردنیاز را ارسال کند، ممکن است برای پروژه کوچک نیازی به BMS پیچیده وجود نداشته باشد.
این نگاه به معنای استفاده از تجهیزات ضعیفتر نیست. هدف کاهش اجزایی است که ارزش واقعی اضافه نمیکنند.
در یک مشاوره هوشمندسازی ساختمان خوب، طراح باید بتواند حداقل سیستم لازم برای رسیدن به نتیجه قابل اعتماد را نیز پیشنهاد دهد.
هزینه نگهداری باید قبل از خرید دیده شود
هر تجهیز هوشمند روزی نیاز به Update، باتری، تنظیم، سرویس یا حتی تعویض خواهد داشت.
سنسورهای بیسیم میتوانند نصب سادهای داشته باشند اما بعضی مدلها به باتری نیاز دارند. تجهیزات Cloud ممکن است به سرویس نرمافزاری وابسته باشند و کنترلرها نیز باید Backup مناسب داشته باشند.
اگر ساختمان دارای دهها تجهیز کماهمیت باشد، مجموع همین نگهداریهای کوچک میتواند آزاردهنده شود.
به همین دلیل مشاوره هوشمندسازی ساختمان فقط بر CAPEX یا هزینه خرید اولیه تمرکز نمیکند؛ هزینه چرخه عمر نیز باید دیده شود.
تجهیزات بیسیم را فقط بهخاطر نصب آسان انتخاب نکنید
Wireless برای Retrofit بسیار مفید است و حتی سازندگان بزرگ نیز از حسگرهای بیسیم برای افزودن داده و کنترل به ساختمان موجود استفاده میکنند. Schneider Electric در راهکارهای Retrofit روی استفاده از سنسورهای بیسیم و اتصال آنها به سیستم مدیریت ساختمان تأکید میکند.
اما اگر پروژه در حال ساخت است و امکان اجرای زیرساخت مناسب وجود دارد، ممکن است برای بعضی بخشهای اصلی یک راهکار سیمی انتخاب مطمئنتری باشد.
انتخاب باید براساس شرایط پروژه باشد، نه صرفاً اینکه کدام محصول سریعتر نصب میشود.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان فناوری ارتباط باید بعد از تعیین نیاز انتخاب شود.
گاهی بهترین پیشنهاد فقط اجرای زیرساخت است
ممکن است کارفرما در حال حاضر بودجه کافی برای اجرای کامل سیستم نداشته باشد. حذف زیرساخت به دلیل نبود بودجه فعلی میتواند در آینده بسیار گران تمام شود.
در ساختمان در حال ساخت میتوان مسیر کابل، فضای تابلو، قوطی مناسب یا لوله رزرو را اجرا کرد و خود تجهیزات را در مرحله بعد اضافه نمود.
این روش مخصوصاً برای بخشهایی که اجرای بعدی آنها نیاز به تخریب دارد ارزشمند است.
پس در مشاوره هوشمندسازی ساختمان پاسخ همیشه «الان اجرا کن» یا «اجرا نکن» نیست. گاهی بهترین پاسخ این است: «زیرساخت را الان آماده کنیم و خود قابلیت را بعداً اضافه کنیم.»
خانهای که همه چیز در آن به اینترنت وابسته است هوشمندتر نیست
کنترل Cloud امکانات زیادی ایجاد میکند، اما عملکردهای اصلی بهتر است تا حد ممکن Local باشند.
قطع اینترنت نباید باعث شود کلید روشنایی، ترموستات یا سناریوی ضروری ساختمان از کار بیفتد. سیستم میتواند امکانات آنلاین داشته باشد، اما باید مشخص شود در حالت Offline چه قابلیتهایی باقی میمانند.
این موضوع بهخصوص برای قفل، امنیت، HVAC و روشنایی مسیر اهمیت بیشتری دارد.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان یکی از پرسشهای اساسی درباره هر قابلیت باید این باشد: اگر اینترنت یا سرور مرکزی در دسترس نبود، رفتار سیستم چیست؟
چرا استاندارد باز میتواند ارزش داشته باشد؟
یکی از ریسکهای پروژه بلندمدت وابستگی شدید به یک اکوسیستم بسته است. ممکن است تجهیز چند سال بعد از بازار خارج شود یا توسعه سیستم محدود شود.
استانداردهای باز میتوانند امکان بیشتری برای استفاده از تجهیزات سازندگان مختلف فراهم کنند. KNX نیز بر Interoperability میان محصولات شرکتهای مختلف تأکید دارد و همین موضوع یکی از اهداف اصلی اکوسیستم آن است.
این به معنی آن نیست که تمام پروژهها باید حتماً از یک پروتکل خاص استفاده کنند. در پروژه کوچک ممکن است یک اکوسیستم بسته سادهتر و اقتصادیتر باشد.
وظیفه مشاوره هوشمندسازی ساختمان پیدا کردن تعادل میان سادگی امروز و انعطاف آینده است.
چه زمانی بهتر است تجهیز سنتی باقی بماند؟
اگر تجهیز ساده، قابل اعتماد و کماستفاده است و هیچ سناریوی مهمی به آن وابسته نیست، ممکن است هوشمند کردنش ارزش زیادی نداشته باشد.
مثلاً کلیدی که سالی چند بار استفاده میشود و هیچ نیازی به کنترل از راه دور ندارد، میتواند همان ساختار ساده را حفظ کند.
هرچه تعداد تجهیزات غیرضروری کمتر باشد، نقاط خرابی، هزینه و پیچیدگی سیستم نیز کاهش پیدا میکند.
این تصمیم شاید در ظاهر با هدف فروش بیشتر تضاد داشته باشد، اما اعتماد کارفرما به مشاوره هوشمندسازی ساختمان را افزایش میدهد؛ چون متوجه میشود پیشنهادها براساس نیاز هستند، نه تعداد محصولات.
قابلیتهایی که معمولاً ارزش بیشتری دارند چه ویژگی مشترکی دارند؟
امکانات ارزشمند معمولاً یکی از این ویژگیها را دارند:
- یک کار تکراری را واقعاً حذف میکنند
- باعث افزایش محسوس آسایش میشوند
- ریسک یا خسارت مشخصی را کاهش میدهند
- مصرف غیرضروری را بهتر مدیریت میکنند
- امکان مدیریت مفیدی در زمان نبود کاربر ایجاد میکنند
هر قابلیتی که چند مورد از این ویژگیها را داشته باشد معمولاً اولویت بیشتری برای بررسی دارد.
روشنایی هوشمند کجا واقعاً ارزش دارد؟
راهرو، پله، پارکینگ و فضاهای عمومی مثالهای واضحی هستند؛ چون کنترل حضور و زمان میتواند کاربر را از روشن و خاموش کردن مکرر بینیاز کند.
در سالن اصلی نیز سناریوهای چندمداره میتوانند تجربه خوبی ایجاد کنند، چون چند منبع نور با یک فرمان هماهنگ میشوند.
اما در فضایی کوچک با یک چراغ و یک کلید کنار دست کاربر، ممکن است هوشمندسازی پیچیده ارزش چندانی ایجاد نکند.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان بهتر است روشنایی را فضابهفضا بررسی کنیم و برای کل پروژه یک نسخه یکسان ننویسیم.
کنترل پرده چه زمانی ارزش بیشتری دارد؟
پردهای که کنار پنجره کوچک یک فضای کماستفاده قرار دارد شاید نیازی به موتور و اتوماسیون نداشته باشد.
در مقابل، پردههای بزرگ، مرتفع یا متعدد میتوانند با کنترل موتوری ارزش زیادی پیدا کنند. همچنین اگر قرار باشد براساس نور خورشید یا سناریوی خانه تغییر کنند، Automation منطقیتر میشود.
در ساختمانهای پیشرفته، هماهنگ کردن Shade و HVAC حتی میتواند بخشی از استراتژی مدیریت انرژی باشد. وزارت انرژی آمریکا نیز روی کنترل هماهنگ سایه، روشنایی و HVAC در پوسته ساختمان تحقیق میکند.
بنابراین مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید تعداد پنجرهها، کاربری و هدف کنترلی را قبل از پیشنهاد موتور بررسی کند.
کنترل HVAC معمولاً اولویت بیشتری از افکتهای نمایشی دارد
سرمایش و گرمایش بخش مهمی از عملکرد روزانه ساختمان هستند. اگر سیستم بتواند براساس حضور، برنامه زمانی و شرایط واقعی کار کند، ارزش ایجادشده میتواند بسیار بیشتر از یک قابلیت صرفاً نمایشی باشد.
کنترل Occupancy در HVAC نیز موضوع جدی تحقیقات انرژی ساختمان است و برنامههای مرتبط بر کاهش مصرف بدون قربانی کردن آسایش تمرکز داشتهاند.
اما حتی در اینجا نیز طراحی باید دقیق باشد. کاهش بیش از حد دما یا خاموش کردن نامناسب تجهیزات برای صرفهجویی میتواند تجربه کاربر را خراب کند.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید ابتدا تجهیزات مکانیکی و کاربری فضا بررسی شوند و بعد Automation مناسب طراحی شود.
دادهای که هیچکس استفاده نمیکند ارزش محدودی دارد
اضافه کردن سنسورهای متعدد جذاب است. دما، رطوبت، کیفیت هوا، نور، حضور و مصرف انرژی همگی میتوانند اندازهگیری شوند.
اما قبل از نصب باید مشخص شود هر داده چه تصمیمی را بهتر میکند. اگر هیچ Automation، Alarm یا تحلیل مشخصی به داده متصل نیست، شاید سنجش آن فعلاً ضروری نباشد.
در مقابل، داده حضور که هم برای روشنایی و هم HVAC استفاده میشود میتواند ارزش چندبرابری داشته باشد.
در مشاوره هوشمندسازی ساختمان هر سنسور بهتر است یک سؤال مشخص را پاسخ دهد، نه اینکه فقط تعداد اعداد داشبورد را افزایش دهد.
داشبورد شلوغ ساختمان را حرفهایتر نمیکند
یکی از اشتباهات رابط کاربری نمایش تمام Pointهای فنی به کاربر نهایی است.
کاربر معمولاً نیازی ندارد وضعیت خام هر رله، Gateway یا Register را ببیند. او میخواهد بداند دمای خانه چقدر است، آیا درها بستهاند یا مصرف کلی در چه وضعیتی قرار دارد.
جزئیات فنی میتوانند در سطح سرویس و نگهداری باقی بمانند.
مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید رابط کاربری را نیز مانند تجهیزات اولویتبندی کند؛ فقط اطلاعاتی که به تصمیم کاربر کمک میکنند در سطح اصلی نمایش داده شوند.
چرا تجربه کاربر از تعداد امکانات مهمتر است؟
اگر سیستم ۱۰۰ قابلیت داشته باشد اما کاربر فقط سه قابلیت را بهراحتی پیدا کند، بخش زیادی از هزینه ایجادشده ارزش عملی کمی دارد.
در مقابل، سیستمی با چند سناریوی دقیق و رابط ساده ممکن است رضایت بیشتری ایجاد کند.
راهکارهای Smart Building جدید نیز بیشتر روی People-Centric Design و آسایش کاربران تأکید دارند؛ Siemens برای نمونه راهکارهای خود را با ترکیب Automation و طراحی کاربرمحور برای بهبود راحتی و تجربه معرفی میکند.
به همین دلیل یکی از معیارهای مشاوره هوشمندسازی ساختمان باید تعداد تصمیمهایی باشد که از دوش کاربر برداشته میشوند، نه تعداد دکمههایی که به او اضافه میشوند.
چرا فروش کمتر گاهی مشتری وفادارتری میسازد؟
وقتی مجری به کارفرما توضیح دهد که یک قابلیت برای پروژه او ارزش کافی ندارد، پیام مهمی منتقل میشود: پیشنهادها صرفاً برای افزایش مبلغ فاکتور نیستند.
این اعتماد در پروژههای بلندمدت اهمیت زیادی دارد. هوشمندسازی معمولاً نیاز به پشتیبانی، تغییر سناریو و توسعه آینده دارد و رابطه مجری با مشتری بعد از نصب نیز ادامه پیدا میکند.
کارفرمایی که بداند مجری در یک بخش حاضر بوده فروش را کمتر کند تا طراحی بهتر شود، معمولاً پیشنهادهای مهمتر را نیز جدیتر میگیرد.
از این منظر مشاوره هوشمندسازی ساختمان فقط مهارت مهندسی نیست؛ بخشی از ساختن اعتماد حرفهای نیز هست.
چطور امکانات را اولویتبندی کنیم؟
یک روش عملی این است که قابلیتها به سه سطح تقسیم شوند. سطح اول امکاناتی هستند که مستقیماً مشکل مهمی را حل میکنند. سطح دوم قابلیتهاییاند که تجربه را بهتر میکنند اما ضروری نیستند. سطح سوم امکاناتی هستند که بیشتر جنبه انتخابی یا توسعه آینده دارند.
این مدل باعث میشود بودجه ابتدا روی بخشهایی هزینه شود که بیشترین اثر را دارند.
همچنین اگر پروژه مرحلهای اجرا شود، زیرساخت سطح سوم را میتوان از ابتدا پیشبینی کرد و خود تجهیزات را بعداً اضافه نمود.
چنین اولویتبندیای کمک میکند مشاوره هوشمندسازی ساختمان از تصمیم صفر و یک «همهچیز یا هیچچیز» فاصله بگیرد.
یک مشاور خوب چگونه «نه» میگوید؟
فقط گفتن «این کار را انجام ندهید» کافی نیست. باید دلیل و راهکار جایگزین ارائه شود.
مثلاً میتوان گفت اجرای کنترل مرکزی این چراغ نیاز به تخریب دارد و استفاده آن بسیار کم است؛ بنابراین پیشنهاد میشود فعلاً کلید سنتی حفظ شود و اگر در آینده بازسازی انجام شد، مدار مستقل برای آن پیشبینی شود.
یا توضیح داد که Sensor Automation برای این اتاق مناسب نیست، چون کاربر مدت زیادی بدون حرکت میماند؛ در عوض کلید عادی همراه با خاموشی مرکزی در سناریوی خروج پیشنهاد میشود.
این شیوه باعث میشود مشاوره هوشمندسازی ساختمان حالت منفی پیدا نکند. هدف حذف امکانات نیست؛ انتخاب راهکار مناسبتر است.
نتیجه یک مشاوره خوب باید قابل توضیح باشد
در پایان طراحی، باید بتوان برای هر قابلیت یک دلیل ساده ارائه کرد.
مثلاً سنسور پله نصب شده چون استفاده شبانه را ساده میکند. کنترل فنکویل اضافه شده چون اتاق ساعتهای زیادی خالی است. پریز یخچال هوشمند نشده چون قطع تصادفی آن ریسک دارد و سناریوی ارزشمندی نیز برای کنترلش وجود ندارد.
وقتی منطق این تصمیمها روشن باشد، کارفرما نیز بهتر میتواند بین نیاز واقعی و امکانات اختیاری تصمیم بگیرد.
مشاوره هوشمندسازی ساختمان در نهایت باید پروژهای بسازد که هر قطعه آن دلیل مشخصی برای حضور داشته باشد. مطالب بیشتر : BMS Academy
جمعبندی؛ ساختمان بهتر الزاماً تجهیزات بیشتری ندارد
یکی از مهمترین مهارتهای مجری حرفهای این است که بداند چه چیزی را اجرا کند؛ اما مهارت مهمتر گاهی تشخیص چیزی است که نباید اجرا شود.
مشاوره هوشمندسازی ساختمان از فروش محصول زمانی جدا میشود که هدف اصلی از «هوشمند کردن همهچیز» به «بهتر کردن رفتار ساختمان» تغییر کند. در این نگاه، هر سنسور، رله، موتور یا نرمافزار باید یک مسئله واقعی را حل کند.
بعضی قابلیتها ارزش بسیار بالایی دارند. کنترل HVAC براساس نیاز، سناریوهای ساده خروج، تشخیص نشت آب، روشنایی مسیر یا مدیریت از راه دور در ساختمان خالی میتوانند مستقیماً روی استفاده از ساختمان اثر بگذارند.
در مقابل، ممکن است هوشمند کردن یک مدار کماستفاده، اضافه کردن دهها سناریوی پیچیده یا اتصال یک تجهیز ساده به سیستم مرکزی فقط هزینه و نگهداری بیشتری ایجاد کند. در این حالت ساده نگه داشتن آن بخش تصمیم ضعیفتری نیست؛ اتفاقاً میتواند نشانه طراحی دقیقتر باشد.
مشاور خوب همچنین فقط امروز را نمیبیند. اگر قابلیتی فعلاً ارزش خرید ندارد اما اجرای زیرساخت آن در آینده دشوار خواهد بود، میتواند مسیر کابل یا فضای تابلو را امروز پیشبینی کند و تجهیزات را به مرحله بعد انتقال دهد.
در نهایت ارزش یک پروژه هوشمند با تعداد محصولات داخل تابلو یا تعداد آیکونهای اپلیکیشن اندازهگیری نمیشود. سیستم زمانی موفق است که کاربر کمتر با ساختمان درگیر شود، کنترلهای مهم قابل اعتماد باشند و نگهداری سیستم نیز در سالهای بعد منطقی باقی بماند.
بنابراین یکی از حرفهایترین جملههایی که در مشاوره هوشمندسازی ساختمان میتوان گفت گاهی همین است: «این قسمت را هوشمند نکنیم؛ چون راهکار سادهتر برای شما بهتر کار میکند.» منبع : Energy







