آنچه در این مقاله می‌خوانید [پنهان‌سازی]

یکی از رایج‌ترین اشتباه‌ها در شروع یادگیری هوشمندسازی ساختمان این است که مسیر آموزش از کاتالوگ محصولات آغاز شود. فرد نام چند رله، سنسور، کلید هوشمند، ترموستات و کنترلر را یاد می‌گیرد، تفاوت مدل‌ها را حفظ می‌کند و بعد تصور می‌کند برای ورود به یک پروژه واقعی آماده شده است. این اطلاعات مفید هستند، اما هنوز بخش اصلی ماجرا شروع نشده است.

وقتی وارد ساختمان واقعی می‌شویم، مشتری معمولاً نمی‌پرسد کدام مدل رله حافظه بیشتری دارد یا نام فنی فلان سنسور چیست. سؤال او بسیار ساده‌تر و در عین حال دشوارتر است: وقتی از خانه خارج می‌شوم چه اتفاقی بیفتد؟ اگر شب از خواب بیدار شدم راهروآموزش اصول هوشمندسازی چگونه روشن شود؟ اگر اتاق خالی بود سیستم سرمایش چرا باید همچنان با همان توان کار کند؟

اینجاست که آموزش اصول هوشمندسازی از آموزش محصولات جدا می‌شود. فرد متخصص باید قبل از انتخاب تجهیز، رفتار ساختمان را درک کند. او باید بفهمد چه چیزی باید اندازه‌گیری شود، چه تصمیمی باید گرفته شود و در نهایت کدام تجهیز فرمان را اجرا کند.

سیستم‌های مدرن کنترل ساختمان نیز دقیقاً براساس همین زنجیره ساخته می‌شوند. وزارت انرژی آمریکا حوزه Building Controls را ترکیبی از حسگرها، الگوریتم‌های کنترل، Submetering و استراتژی‌های وابسته به حضور کاربران معرفی می‌کند؛ یعنی مرکز هوشمندسازی فقط تجهیز نیست، بلکه اطلاعات و تصمیمی است که میان تجهیزات جریان پیدا می‌کند.

 

چرا حفظ کردن تجهیزات به‌تنهایی کافی نیست؟

کاتالوگ به ما می‌گوید یک دستگاه چه قابلیت‌هایی دارد. مثلاً چند ورودی دارد، خروجی آن چند آمپر است، از چه پروتکلی پشتیبانی می‌کند یا چه سنسوری می‌تواند به آن متصل شود. این اطلاعات برای انتخاب تجهیز ضروری هستند.

اما کاتالوگ نمی‌تواند به‌تنهایی مشخص کند که برای یک ویلای دوبلکس، آپارتمان، آموزش اصول هوشمندسازی هتل یا دفتر اداری چه سناریویی مناسب است. دو ساختمان با تجهیزات مشابه ممکن است به منطق کنترلی کاملاً متفاوتی نیاز داشته باشند.

فرض کنید دو اتاق هر دو فن‌کویل، ترموستات و سنسور حضور دارند. در اتاق خواب خانه ممکن است هنگام خروج کاربر، سیستم فقط وارد حالت اقتصادی شود. در اتاق جلسه یک شرکت، همان عدم حضور می‌تواند بعد از چند دقیقه باعث تغییر Setpoint و خاموش شدن روشنایی شود.

بنابراین آموزش اصول هوشمندسازی باید قبل از مدل تجهیزات به این سؤال پاسخ دهد که ساختمان در هر وضعیت باید چه رفتاری داشته باشد.

 

ساختمان هوشمند در اصل یک زنجیره تصمیم است

تقریباً هر سناریوی هوشمندسازی را می‌توان با سه مرحله ساده توضیح داد: ساختمان ابتدا چیزی را می‌فهمد، سپس تصمیم می‌گیرد و بعد کاری انجام می‌دهد.

برای مثال سنسور حرکت حضور فرد را تشخیص می‌دهد. کنترلر اطلاعات دیگری مانند آموزش اصول هوشمندسازی ساعت یا مقدار نور محیط را نیز بررسی می‌کند. در نهایت فرمان روشن شدن چراغ صادر می‌شود.

در سیستم سرمایش نیز همین منطق وجود دارد. سنسور دما وضعیت محیط را اندازه می‌گیرد، کنترلر آن را با Setpoint مقایسه می‌کند و سپس شیر، فن یا تجهیز مرتبط فرمان دریافت می‌کند.

به همین دلیل یکی از مهم‌ترین مباحث آموزش اصول هوشمندسازی شناخت همین زنجیره است:

  • ورودی؛ ساختمان چه چیزی را اندازه می‌گیرد؟
  • منطق؛ براساس داده چه تصمیمی گرفته می‌شود؟
  • خروجی؛ چه تجهیزی باید عمل کند؟
  • بازخورد؛ آیا فرمان واقعاً اجرا شده است؟
  • شرایط استثنا؛ اگر وضعیت غیرعادی بود چه اتفاقی می‌افتد؟

وقتی این ساختار فهمیده شود، یاد گرفتن تجهیزات برندهای مختلف بسیار ساده‌تر خواهد شد.

 

سنسور فقط یک محصول نیست؛ منبع اطلاعات ساختمان است

ممکن است فردی ده‌ها مدل سنسور را بشناسد، اما نداند هر داده در کجای منطق ساختمان ارزش ایجاد می‌کند. این همان تفاوت دانش محصول با دانش طراحی سیستم است.

سنسور حضور فقط وسیله‌ای برای روشن کردن چراغ نیست. اطلاعات حضور می‌تواند برای روشنایی، HVAC، امنیت یا مدیریت فضای ساختمان استفاده شود.

وزارت انرژی آمریکا نیز در برنامه‌های تحقیقاتی خود روی Occupant-Centric Controls و استفاده از اطلاعات حسگرهای حضور برای کنترل دقیق‌تر سیستم‌های ساختمان تمرکز دارد. در پروژه‌های جدید، داده یک سنسور حتی می‌تواند میان چند سیستم مانند روشنایی و HVAC به اشتراک گذاشته شود.

بنابراین در آموزش اصول هوشمندسازی باید قبل از معرفی سنسور پرسیده شود: این داده قرار است کدام تصمیم ساختمان را بهتر کند؟

 

یک مثال ساده؛ سنسور حرکت راهرو

فرض کنید در یک راهرو سنسور حرکت نصب شده است. ساده‌ترین برنامه این است که با دیدن حرکت، چراغ روشن شود و بعد از ۶۰ ثانیه خاموش گردد.

اما یک متخصص چند سؤال دیگر نیز مطرح می‌کند. آیا در روز هم چراغ باید روشن شود؟ اگر فرد برای چند دقیقه در راهرو حضور داشت چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر حرکت جدیدی ثبت شد Timer باید از ابتدا شروع شود؟

اگر راهرو کنار اتاق خواب باشد، شدت نور در نیمه‌شب نیز مهم می‌شود. ممکن است نور روز روی ۱۰۰ درصد باشد و Night Mode فقط بخشی از ظرفیت چراغ را فعال کند.

فقط با همین مثال مشخص می‌شود آموزش اصول هوشمندسازی بیشتر از اتصال سنسور به رله است. ارزش اصلی در تعریف رفتار مناسب برای چند شرایط متفاوت است.

 

قبل از خرید تجهیزات باید سناریو نوشته شود

یکی از روش‌های حرفه‌ای‌تر طراحی پروژه این است که پیش از انتخاب برند، سناریوهای اصلی ساختمان نوشته شوند.

برای مثال مشخص شود هنگام خروج از خانه چه مدارهایی خاموش شوند، سیستم سرمایش در چه وضعیتی قرار بگیرد و پرده‌ها چه رفتاری داشته باشند.

بعد می‌توان بررسی کرد برای اجرای این سناریوها چه ورودی، خروجی و پروتکلی نیاز داریم. در این حالت محصول براساس نیاز انتخاب می‌شود.

اگر مسیر برعکس شود، ممکن است ابتدا تجهیزی خریداری شود و بعد طراح مجبور شود سناریو را با محدودیت همان تجهیز هماهنگ کند. این یکی از اشتباه‌هایی است که آموزش اصول هوشمندسازی باید از همان ابتدا اصلاح کند.

 

چرا رفتار کاربران بخشی از مهندسی سیستم است؟

ساختمان برای تجهیزات طراحی نمی‌شود؛ برای انسان‌ها طراحی می‌شود. اگر منطق سیستم با عادت‌های واقعی کاربران هماهنگ نباشد، حتی از نظر فنی بهترین تجهیزات نیز تجربه خوبی ایجاد نمی‌کنند.

برای مثال خاموش شدن خودکار روشنایی پس از دو دقیقه شاید در یک انبار مناسب باشد، اما در سرویس بهداشتی یا فضایی که فرد ممکن است مدت زیادی حرکت کمی داشته باشد، آزاردهنده خواهد بود.

ترموستاتی که دائماً تنظیمات کاربر را تغییر می‌دهد نیز می‌تواند باعث شود کاربران کنترل خودکار را غیرفعال کنند.

به همین دلیل آموزش اصول هوشمندسازی باید رفتارشناسی فضای ساختمان را هم در نظر بگیرد؛ هر فضا کاربری، زمان حضور و الگوی حرکت خودش را دارد.

 

یک اتاق خواب با دفتر کار یکسان نیست

هر دو فضا ممکن است چراغ، پرده، ترموستات و سنسور حضور داشته باشند، اما سناریوی آنها یکسان نیست.

در اتاق خواب، آسایش شبانه و حرکت آرام اهمیت زیادی دارد. روشنایی مسیر شب باید ملایم باشد و سیستم HVAC نیز ممکن است Setpoint مخصوص خواب داشته باشد.

در دفتر کار، ساعات فعالیت، حضور افراد و کاهش مصرف پس از پایان ساعت کاری اهمیت بیشتری دارند.

اگر کسی فقط تجهیزات را حفظ کرده باشد، ممکن است برای هر دو فضا تقریباً همان برنامه را اجرا کند. اما فردی که آموزش اصول هوشمندسازی را درست طی کرده باشد، ابتدا کاربری را می‌بیند و بعد تجهیزات را برنامه‌ریزی می‌کند.

 

شناخت برق ساختمان قبل از هوشمندسازی ضروری است

هوشمندسازی قرار نیست قوانین برق را حذف کند. رله، دیمر و کنترلر همچنان باید بار الکتریکی واقعی را کنترل کنند و طراحی حفاظت همچنان اهمیت دارد.

فرد باید تفاوت بار مقاومتی، موتوری و LED را بشناسد، جریان مدار را محاسبه کند و بداند هر خروجی چه محدودیتی دارد.

وجود نول در قوطی کلید، ساختار تابلو، مسیر کابل و نحوه تفکیک مدارها نیز می‌توانند روی انتخاب سیستم اثر بگذارند.

بنابراین بخش مهم آموزش اصول هوشمندسازی باید پایه برق ساختمان باشد. بدون آن، فرد ممکن است نرم‌افزار را خوب بشناسد اما هنگام مواجهه با تابلو واقعی پروژه دچار مشکل شود.

 

چرا تأسیسات مکانیکی نیز باید شناخته شوند؟

کنترل هوشمند HVAC یکی از بخش‌هایی است که بدون شناخت تأسیسات خیلی زود به خطا می‌رسد.

اگر فرد نداند فن‌کویل دو لوله و چهار لوله چه تفاوتی دارند، کنترل ترموستات را نیز نمی‌تواند دقیق طراحی کند. اگر نداند شیر Normally Open یا Normally Closed چگونه رفتار می‌کند، فرمان نرم‌افزاری می‌تواند نتیجه معکوس ایجاد کند.

در موتورخانه نیز شناخت پمپ، شیر، مدار رفت و برگشت و منابع گرمایش و سرمایش اهمیت دارد.

Siemens در ساختار Building Automation خود تجهیزات مختلفی مانند کنترلرها، سنسورها، شیرها، Actuatorها و VSDها را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد، زیرا کنترل ساختمان عملاً از تعامل همین حوزه‌های مختلف شکل می‌گیرد.

 

هوشمندسازی فقط برنامه‌نویسی نیست

گاهی فرد بعد از یاد گرفتن نرم‌افزار یک برند تصور می‌کند بخش اصلی مسیر تمام شده است. در حالی که برنامه‌نویسی فقط تبدیل منطق طراحی به فرمان‌های قابل اجراست.

اگر منطق اولیه اشتباه باشد، اجرای بی‌نقص آن در نرم‌افزار نیز پروژه را درست نمی‌کند.

برای مثال می‌توان برنامه‌ای کاملاً بدون خطا نوشت که هر بار پنجره باز شد فن‌کویل را خاموش کند. اما اگر نوع کاربری فضا یا نیازهای خاص پروژه این رفتار را مناسب نکند، برنامه از نظر کاربر همچنان اشتباه است.

در آموزش اصول هوشمندسازی برنامه‌نویسی باید بعد از طراحی منطق قرار بگیرد، نه قبل از آن.

 

پروتکل را نباید با برند اشتباه گرفت

یکی دیگر از مواردی که یادگیری کاتالوگی ایجاد می‌کند، وابستگی ذهنی به یک برند خاص است. فرد ممکن است تمام مسیر آموزش را با محصولات یک شرکت طی کند و تصور کند منطق هوشمندسازی همان چیزی است که در نرم‌افزار آن برند دیده است.

در حالی که پروتکل‌ها و استانداردهای اتوماسیون امکان ارتباط تجهیزات مختلف را ایجاد می‌کنند. BACnet برای مثال یک استاندارد جهانی ارتباط داده در شبکه‌های اتوماسیون و کنترل ساختمان است و هدف آن امکان همکاری تجهیزات شبکه‌ای مستقل از فروشنده است.

KNX نیز در ساختمان برای یکپارچه‌سازی بخش‌هایی مانند روشنایی، پرده، گرمایش، سرمایش و تهویه استفاده می‌شود. Siemens نیز این یکپارچگی بین Electrical و HVAC را یکی از کاربردهای KNX معرفی می‌کند.

بنابراین آموزش اصول هوشمندسازی باید ابتدا مفهوم پروتکل را آموزش دهد و سپس پیاده‌سازی برندهای مختلف روی آن بررسی شود.

 

پروتکل دقیقاً چه چیزی را حل می‌کند؟

فرض کنید یک سنسور دما از یک برند و کنترلر HVAC از برند دیگری باشد. اگر هر دو زبان ارتباطی سازگار داشته باشند، امکان تبادل داده میان آنها ایجاد می‌شود.

پروتکل مشخص می‌کند اطلاعات چگونه قالب‌بندی، آدرس‌دهی و منتقل شوند. اما پروتکل به‌تنهایی منطق ساختمان را تعریف نمی‌کند.

این نکته مهم است. اینکه دو تجهیز می‌توانند با یکدیگر صحبت کنند، هنوز مشخص نمی‌کند باید چه چیزی به هم بگویند.

در آموزش اصول هوشمندسازی باید این تفاوت روشن باشد: پروتکل مسیر ارتباط را ایجاد می‌کند؛ مهندس سیستم تعیین می‌کند چه اطلاعاتی در این مسیر جریان پیدا کند.

 

چرا Integration یکی از سخت‌ترین بخش‌های پروژه است؟

وقتی سیستم کوچک است، همه چیز ساده‌تر به نظر می‌رسد. اما در پروژه بزرگ ممکن است روشنایی، HVAC، امنیت، انرژی و پرده‌ها هرکدام کنترلر و تجهیزات متفاوتی داشته باشند.

سیستم مدیریت ساختمان باید مشخص کند چه اطلاعاتی میان این بخش‌ها ردوبدل شوند. Siemens نیز BMSهای مدرن را به‌عنوان سیستم‌هایی معرفی می‌کند که HVAC، روشنایی، Shade، امنیت، Fire و سایر زیرساخت‌های ساختمان را به یکدیگر متصل و مدیریت می‌کنند.

اگر طراح فقط تجهیزات تک‌تک این حوزه‌ها را بشناسد ولی Interaction میان آنها را نفهمد، پروژه خیلی زود پیچیده می‌شود.

به همین دلیل Integration باید یکی از بخش‌های اصلی آموزش اصول هوشمندسازی باشد.

 

یک سنسور می‌تواند چند کار انجام دهد

فرض کنید سنسور حضور در اتاق جلسه داریم. اولین کاربرد آن روشن کردن چراغ است.

همان اطلاعات می‌تواند به HVAC اعلام کند اتاق در حال استفاده است. سیستم مدیریت فضا نیز می‌تواند از داده حضور برای تحلیل میزان استفاده از اتاق بهره ببرد.

اگر این اطلاعات در ساختار درستی به اشتراک گذاشته شوند، یک حسگر می‌تواند ارزش بیشتری از یک فرمان ساده ایجاد کند.

وزارت انرژی آمریکا نیز در پروژه‌های کنترل یکپارچه روی اشتراک اطلاعات حضور میان روشنایی، HVAC و سایر سیستم‌های ساختمان تأکید می‌کند.

این یکی از مفاهیمی است که در آموزش اصول هوشمندسازی باید زودتر از معرفی ده‌ها مدل سنسور مطرح شود.

 

شناخت Fail-Safe از شناخت قابلیت‌ها مهم‌تر است

در کاتالوگ معمولاً روی قابلیت‌هایی که تجهیز می‌تواند انجام دهد تمرکز می‌شود. اما در پروژه واقعی باید پرسید اگر تجهیز نتوانست وظیفه خود را انجام دهد چه اتفاقی می‌افتد.

اگر اینترنت قطع شود، آیا روشنایی همچنان کار می‌کند؟ اگر Gateway از دسترس خارج شود، ترموستات اتاق می‌تواند مستقل کنترل کند؟ اگر سنسور حضور خراب شود، آیا راهی برای روشن کردن دستی چراغ وجود دارد؟

این پرسش‌ها بخش مهم مهندسی سیستم هستند.

یکی از اهداف آموزش اصول هوشمندسازی باید این باشد که فرد فقط مسیر موفقیت سناریو را طراحی نکند؛ مسیر شکست و حالت اضطراری آن را نیز در نظر بگیرد.

 

اینترنت نباید شرط روشن شدن چراغ باشد

کنترل از راه دور قابلیت مفیدی است، اما عملکردهای پایه ساختمان بهتر است تا آموزش اصول هوشمندسازی حد امکان به اینترنت وابسته نباشند.

اگر کاربر کلید را فشار دهد یا سنسور حرکت فعال شود، فرمان روشنایی بهتر است در شبکه محلی اجرا شود. Cloud می‌تواند برای کنترل از بیرون، گزارش‌ها یا بعضی سرویس‌های تکمیلی استفاده شود.

همین اصل برای HVAC و امنیت نیز اهمیت دارد. عملکرد ضروری باید در صورت آموزش اصول هوشمندسازی قطع اتصال خارجی تا حد ممکن قابل ادامه باشد.

در آموزش اصول هوشمندسازی تفاوت Local Control و Cloud Control باید کاملاً روشن شود.

 

عیب‌یابی جایی است که آموزش واقعی مشخص می‌شود

تا زمانی که همه تجهیزات سالم هستند، بسیاری از پروژه‌ها ساده به نظر می‌رسند. مهارت واقعی زمانی مشخص می‌شود که یک چراغ روشن نمی‌شود یا ترموستات فرمان می‌دهد اما فن‌کویل واکنش ندارد.

فردی که فقط کاتالوگ حفظ کرده است ممکن است سریع تجهیز را مقصر بداند. اما عیب‌یابی حرفه‌ای باید مرحله‌ای باشد.

ابتدا بررسی می‌شود ورودی درست دریافت شده یا نه. سپس منطق کنترل، خروجی، سیم‌کشی، تغذیه و در نهایت خود تجهیز بررسی می‌شوند.

در آموزش اصول هوشمندسازی بهتر است هنرجو از ابتدا با همین منطق عیب‌یابی آشنا شود:

  • آیا سنسور داده درست تولید می‌کند؟
  • آیا کنترلر داده را دریافت کرده است؟
  • آیا شرط برنامه برقرار شده است؟
  • آیا خروجی الکتریکی ایجاد شده است؟
  • آیا عملگر فرمان را اجرا کرده است؟

این روش باعث می‌شود مشکل براساس شواهد پیدا شود، نه با تعویض تصادفی تجهیزات.

 

چرا پروژه واقعی از میز آموزش متفاوت است؟

روی میز آموزشی فاصله کابل‌ها کم است، همه تجهیزات جلوی چشم هستند و ساختار شبکه کاملاً مشخص است.

در پروژه واقعی ممکن است سنسور طبقه دوم، کنترلر داخل تابلو و Actuator در آموزش اصول هوشمندسازی موتورخانه باشد. کابل قطع شده باشد، آدرس تکراری وجود داشته باشد یا شبکه به‌درستی Terminate نشده باشد.

همچنین کاربران واقعی رفتارهایی دارند که در آزمایشگاه دیده نمی‌شود. پنجره را باز می‌کنند، کلید را چند بار پشت سر هم می‌زنند یا یک Mode را ماه‌ها فعال نگه می‌دارند.

به همین دلیل آموزش اصول هوشمندسازی باید علاوه بر میز آموزشی، سناریوی اجرای واقعی و خطاهای پروژه را نیز پوشش دهد.

 

چرا نقشه‌خوانی بخش جدایی‌ناپذیر آموزش است؟

فردی که قرار است پروژه را اجرا کند باید بتواند نقشه برق و در سطح مناسب نقشه تأسیسات را بخواند.

او باید بفهمد هر مدار از کجا آمده، به چه تابلویی می‌رود و چه تجهیزی را تغذیه می‌کند. همچنین جای سنسورها و Actuatorها باید روی نقشه مشخص باشند.

در پروژه بزرگ، بدون مستندات مناسب عیب‌یابی و توسعه سیستم بسیار دشوار می‌شود.

بنابراین آموزش اصول هوشمندسازی فقط نرم‌افزار و کابل‌کشی نیست؛ Documentation و نقشه نیز بخشی از مهارت حرفه‌ای هستند.

 

چرا قبل از سناریو باید سؤال درست پرسید؟

فرض کنید مشتری می‌گوید «می‌خواهم روشنایی خانه هوشمند باشد». این جمله هنوز اطلاعات کافی برای طراحی نمی‌دهد.

متخصص باید بپرسد کدام فضاها بیشتر استفاده می‌شوند، چه زمانی آموزش اصول هوشمندسازی خانه خالی است، آیا کودک یا سالمند در ساختمان حضور دارد و کاربر چه میزان کنترل دستی می‌خواهد.

همین سؤال‌ها سناریو را شکل می‌دهند. ممکن است در نهایت مشخص شود کاربر به ده‌ها افکت نیاز ندارد و فقط خروج، شب و مهمانی برای او مهم هستند.

در آموزش اصول هوشمندسازی توانایی استخراج نیاز از مشتری باید به اندازه شناخت محصول جدی گرفته شود.

 

چرا سناریوی بیشتر همیشه بهتر نیست؟

نمایش ده‌ها سناریو در زمان فروش جذاب است، اما ساختمان محل استفاده روزانه است و پیچیدگی بیش از حد می‌تواند تجربه کاربر را خراب کند.

اگر کاربر برای روشن کردن یک چراغ مجبور باشد میان پنج Mode تصمیم بگیرد، سیستم بخشی از سادگی خود را از دست داده است.

سناریو باید کاری را انجام دهد که مرتب تکرار می‌شود یا نیاز به هماهنگی چند تجهیز دارد. فرمان ساده‌ای که کاربر به‌راحتی با یک کلید انجام می‌دهد الزاماً نیاز به اتوماسیون پیچیده ندارد.

هدف آموزش اصول هوشمندسازی باید طراحی ساختمان ساده‌تر برای استفاده باشد، نه نمایش تعداد بیشتر قابلیت‌ها.

 

شناخت اولویت‌ها از شناخت امکانات مهم‌تر است

در پروژه واقعی معمولاً بودجه محدود است. بنابراین متخصص باید بتواند میان امکانات مختلف اولویت ایجاد کند.

برای یک ویلای خالی، امنیت، نشت آب و کنترل از راه دور می‌توانند مهم‌تر از RGB Lighting باشند. در یک دفتر، HVAC و روشنایی براساس حضور ممکن است آموزش اصول هوشمندسازی ارزش بیشتری ایجاد کنند.

در یک هتل، Room Control و ارتباط با وضعیت حضور مهم می‌شود.

فردی که آموزش اصول هوشمندسازی را براساس مسئله طی کرده باشد، می‌تواند این تفاوت را تشخیص دهد و همه پروژه‌ها را با یک لیست ثابت تجهیزات طراحی نمی‌کند.

 

امنیت سایبری دیگر موضوع جانبی نیست

هرچه ساختمان متصل‌تر شود، بحث امنیت شبکه نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. سیستم‌های جدید BMS روی شبکه IP، اتصال ابری و ارتباط آموزش اصول هوشمندسازی با تجهیزات متعدد کار می‌کنند.

پروتکل BACnet/SC برای مثال امکان ایجاد ارتباط رمزگذاری‌شده میان تجهیزات BAS روی زیرساخت IP را فراهم کرده است. BACnet International امنیت ارتباطات شبکه‌ای را یکی از بخش‌های مهم توسعه فناوری‌های جدید ساختمان می‌داند.

بنابراین در آموزش اصول هوشمندسازی باید حداقل مفاهیمی مانند شبکه، سطح دسترسی، رمز عبور، Segmentation و امنیت دسترسی از راه دور مطرح شوند.

نصاب امروز فقط با سیم برق سروکار ندارد؛ بخشی از پروژه او وارد دنیای شبکه شده است.

 

چرا شناخت شبکه اهمیت پیدا کرده است؟

بسیاری از تجهیزات جدید از Ethernet، Wi-Fi یا شبکه‌های IP استفاده می‌کنند. حتی سیستم‌های سنتی Building Automation نیز آموزش اصول هوشمندسازی به‌تدریج با زیرساخت IT بیشتر ارتباط پیدا کرده‌اند.

در چنین پروژه‌ای مفاهیمی مانند IP Address، Subnet، Gateway و سوئیچ شبکه دیگر فقط مخصوص متخصص IT نیستند.

فرد لازم نیست مهندس شبکه حرفه‌ای باشد، اما باید بتواند ساختار پروژه را بفهمد و هنگام ایجاد مشکل میان خطای برق، برنامه و شبکه تفاوت قائل شود.

آموزش اصول هوشمندسازی در نسل جدید بدون مبانی شبکه ناقص خواهد بود.

 

چرا شناخت داده مهم‌تر شده است؟

ساختمان مدرن فقط فرمان تولید نمی‌کند؛ داده نیز تولید می‌کند. دما، مصرف انرژی، وضعیت حضور، زمان فعالیت تجهیزات و Alarmها همگی آموزش اصول هوشمندسازی می‌توانند ذخیره شوند.

وزارت انرژی آمریکا نیز Building Controls مدرن را به حوزه‌هایی مانند Sensor Networks، Submetering، Analytics و Adaptive Controls مرتبط می‌داند.

وقتی فرد مفهوم داده را بفهمد، از سنسور فقط برای یک فرمان لحظه‌ای استفاده نمی‌کند. می‌تواند Trend بسازد، عملکرد را مقایسه کند و مشکلات را در طول زمان پیدا کند.

به همین دلیل آموزش اصول هوشمندسازی امروز باید نگاه Data-Driven را نیز به هنرجو منتقل کند.

 

ساختمان باید بازخورد بدهد

فرض کنید کنترلر فرمان بسته شدن پرده را ارسال کرده است. آیا سیستم واقعاً می‌داند پرده بسته شده یا فقط می‌داند فرمان ارسال شده است؟

این تفاوت بین Command و Feedback اهمیت زیادی دارد. در بعضی کاربردها دانستن وضعیت واقعی ضروری است.

برای روشنایی ساده ممکن است فرمان کافی باشد، اما در شیر، پمپ، درب یا تجهیزات حساس، Feedback می‌تواند بخش مهمی از منطق سیستم باشد.

متخصصی که آموزش اصول هوشمندسازی را درست یاد گرفته باشد همیشه می‌پرسد: آیا فقط فرمان لازم دارم یا وضعیت واقعی نیز باید برگردد؟

 

چرا Commissioning به اندازه نصب مهم است؟

پروژه با برق‌دار شدن تجهیزات تمام نمی‌شود. سیستم باید در شرایط واقعی تست و تنظیم شود.

زاویه سنسور حضور شاید نیاز به اصلاح داشته باشد. Delay چراغ راهرو ممکن است آموزش اصول هوشمندسازی کوتاه باشد. Setpoint فن‌کویل آموزش اصول هوشمندسازی نیز ممکن است بعد از چند روز استفاده نیاز به Fine-Tuning داشته باشد.

این فرایند Commissioning نام دارد و بخش مهمی از عملکرد واقعی Building Controls است. حتی کنترل‌های پیشرفته در صورتی ارزش ایجاد می‌کنند که به‌درستی تنظیم و بهره‌برداری شوند.

به همین دلیل آموزش اصول هوشمندسازی باید تحویل و تنظیم نهایی را نیز آموزش دهد، نه اینکه در لحظه Upload برنامه پایان پیدا کند.

 

مستندسازی چرا پروژه را حرفه‌ای‌تر می‌کند؟

فرض کنید سه سال بعد کنترلر یکی از طبقات نیاز به تغییر دارد. اگر هیچ نقشه، Backup یا لیست آدرس وجود نداشته باشد، تیم جدید مجبور است بخش زیادی از سیستم را دوباره کشف کند.

لیست تجهیزات، Addressها، نقشه تابلو، نسخه برنامه و توضیح سناریوها باید تا حد مناسب ثبت شوند.

در سیستم‌هایی مانند BACnet نیز Interoperability زمانی ارزش واقعی ایجاد می‌کند که تجهیزات درست پیاده‌سازی، تنظیم و مستند شده باشند. BACnet International نیز در فعالیت‌های آموزشی و Certification خود روی اجرای صحیح و قابلیت همکاری سیستم‌ها تأکید دارد.

این مهارت باید بخشی از آموزش اصول هوشمندسازی باشد.

 

بهترین تمرین آموزشی، حل مسئله است

به‌جای اینکه هنرجو فقط مشخصات ۲۰ تجهیز را حفظ کند، می‌توان یک سناریوی واقعی به او داد.

برای مثال یک ویلای دوبلکس آموزش اصول هوشمندسازی تعریف شود و از او خواسته شود روشنایی، HVAC، پرده و امنیت آن را طراحی کند. سپس محدودیت‌هایی مانند قطع اینترنت، حضور سالمند یا باز شدن پنجره نیز به مسئله اضافه شوند.

هنرجو مجبور می‌شود سؤال بپرسد، ورودی‌ها را مشخص کند و منطق کنترل بنویسد.

این روش باعث می‌شود آموزش اصول هوشمندسازی از حفظ کردن اطلاعات به تمرین تصمیم‌گیری تبدیل شود.

 

مسیر درست یادگیری هوشمندسازی چیست؟

ترتیب یادگیری اهمیت زیادی دارد. اگر هنرجو از نرم‌افزار یک برند شروع کند، ممکن است تمام مفاهیم را فقط از دریچه همان محیط ببیند.

مسیر منطقی‌تر این است که ابتدا برق و رفتار ساختمان درک شود، سپس کنترل، پروتکل و تجهیزات وارد آموزش شوند.

یک مسیر کاربردی می‌تواند شامل این مراحل باشد:

  • مبانی برق، تابلو و حفاظت
  • سنسور، عملگر و منطق کنترل
  • شناخت HVAC، روشنایی و پرده
  • پروتکل‌ها و شبکه ساختمان
  • برنامه‌نویسی، اجرا و عیب‌یابی

بعد از این پایه‌ها، یاد گرفتن محصولات یک برند بسیار سریع‌تر و عمیق‌تر خواهد شد.

 

آیا کاتالوگ دیگر اهمیت ندارد؟

اتفاقاً بسیار مهم است. مسئله این نیست که کاتالوگ خوانده نشود؛ آموزش اصول هوشمندسازی مسئله این است که کاتالوگ جای آموزش مهندسی را نگیرد.

بعد از اینکه نیاز پروژه مشخص شد، کاتالوگ به ابزار انتخاب تبدیل می‌شود. حالا فرد می‌داند چرا به هشت خروجی نیاز دارد، چرا جریان کانال مهم است یا چرا وجود یک ورودی خاص ضرورت دارد.

در این حالت مشخصات محصول معنا پیدا می‌کنند و بهتر در ذهن باقی می‌مانند.

آموزش اصول هوشمندسازی باید هنرجو را به جایی برساند که هنگام باز کردن کاتالوگ بداند دنبال چه ویژگی‌ای می‌گردد.

 

فرد متخصص باید بتواند «نه» بگوید

گاهی مشتری قابلیتی می‌خواهد که از نظر فنی امکان‌پذیر است، اما ارزش واقعی ندارد یا باعث پیچیدگی زیادی می‌شود.

متخصص نباید فقط براساس قابلیت تجهیزات پاسخ دهد. باید بتواند توضیح دهد کدام سناریو کاربردی است و کدام قابلیت احتمالاً بعد از چند هفته استفاده نخواهد شد.

این توانایی نتیجه شناخت رفتار ساختمان و کاربر است.

کسی که فقط محصول می‌فروشد همه امکانات را پیشنهاد می‌دهد؛ فردی که آموزش اصول هوشمندسازی را جدی گرفته است، سیستم مناسب پروژه را طراحی می‌کند.

 

آینده آموزش هوشمندسازی به کدام سمت می‌رود؟

ساختمان‌ها در حال متصل‌تر شدن هستند. آموزش اصول هوشمندسازی حسگرهای بی‌سیم، Analytics، Adaptive Controls و Occupant-Centric Control اکنون بخش جدی تحقیقات و محصولات صنعت ساختمان هستند.

هم‌زمان BMSها نیز از کنترل جداگانه HVAC یا روشنایی به سمت مدیریت یکپارچه چند سیستم حرکت کرده‌اند.

بنابراین متخصص آینده نمی‌تواند فقط برنامه‌نویس یک رله یا نصاب یک برند باشد. او باید رابطه میان برق، تأسیسات، شبکه، داده و رفتار کاربر را بفهمد.

این دقیقاً همان دلیلی است که آموزش اصول هوشمندسازی نسبت به آموزش محصول اهمیت بیشتری پیدا کرده است. مطالب بیشتر : BMS Academy

 

جمع‌بندی؛ اول ساختمان را یاد بگیرید، بعد تجهیزات را

کاتالوگ به ما می‌گوید یک تجهیز چه کاری می‌تواند انجام دهد، اما ساختمان واقعی از ما سؤال دیگری می‌پرسد: چه کاری باید انجام شود؟

پاسخ به این سؤال نیازمند شناخت کاربری فضا، رفتار کاربران، برق، تأسیسات، سنسورها، منطق کنترل، شبکه و شرایط غیرعادی است. بعد از مشخص شدن این موارد تازه می‌توان تجهیز مناسب را انتخاب کرد.

آموزش اصول هوشمندسازی باید فرد را از حفظ کردن مدل‌ها به سمت حل مسئله ببرد. هنرجو باید بتواند برای یک اتاق، یک ویلا یا یک ساختمان اداری رفتار مناسب تعریف کند و سپس آن رفتار را با تجهیزات واقعی اجرا کند.

برندها تغییر می‌کنند، مدل‌های جدید وارد بازار می‌شوند و بعضی محصولات چند سال بعد دیگر تولید نخواهند شد. حتی پروتکل‌ها و پلتفرم‌ها نیز در طول زمان توسعه پیدا می‌کنند. اما مفاهیمی مانند ورودی، خروجی، Feedback، سناریو، Fail-Safe و رفتار کاربر همچنان پایه طراحی باقی می‌مانند.

کسی که فقط کاتالوگ را حفظ کرده باشد با تغییر تجهیزات دوباره مجبور به شروع از ابتداست. اما کسی که آموزش اصول هوشمندسازی را درست آموخته باشد، با دیدن یک تجهیز جدید فقط یک سؤال می‌پرسد: آموزش اصول هوشمندسازی این ابزار کدام مسئله ساختمان را می‌تواند حل کند؟ منبع : Energy