آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
خیلیها وقتی وارد آموزش هوشمندسازی میشوند، تصور میکنند یک نسخه واحد برای همه ساختمانها وجود دارد. چند ماژول، چند سنسور، چند کلید هوشمند و یک هاب مرکزی؛ بعد هم همهچیز با همان منطق روی هر پروژهای اجرا میشود. اما واقعیت پروژههای ساختمانی خیلی زود این تصور را تغییر میدهد.
ساختمانی که هنوز در مرحله سیمکشی و نازککاری است، آزادی بسیار بیشتری برای طراحی دارد. میتوان مسیر کابل را از ابتدا مشخص کرد، تابلو را متناسب با تعداد مدارها ساخت، محل سنسورها را تغییر داد و حتی نوع پروتکل را با توجه به آینده ساختمان انتخاب کرد.
در مقابل، هوشمندسازی ساختمان آماده با محدودیتهای کاملاً متفاوتی روبهرو است. دیوارها تمام شدهاند، کابینت نصب شده، سیمکشی قبلی وجود دارد و کارفرما معمولاً نمیخواهد برای اضافه کردن چند قابلیت هوشمند دوباره وارد تخریب و بازسازی شود.
به همین دلیل آموزش هوشمندسازی باید از همان ابتدا این دو مسیر را از هم جدا کند. فردی که فقط اجرای ساختمان در حال ساخت را یاد گرفته باشد، الزاماً برای Retrofit آماده نیست. برعکس، کسی که فقط تجهیزات بیسیم ساختمان آماده را میشناسد، ممکن است در طراحی یک پروژه از صفر نتواند بهترین زیرساخت را ایجاد کند.
چرا این دو نوع پروژه را نباید یکی فرض کرد؟
در ساختمان نیمهکاره، مجری میتواند قبل از اجرا تصمیم بگیرد که هر مدار چگونه سیمکشی شود. این یعنی کنترل بیشتری روی آینده پروژه وجود دارد و امکان انتخاب معماریهای حرفهایتر فراهم است.
در ساختمان آماده، بخش بزرگی از تصمیمها قبلاً گرفته شدهاند. مسیر کابلها مشخص است، تابلو ساخته شده و ممکن است حتی نول در بعضی قوطیهای کلید وجود نداشته باشد. بنابراین طراحی باید با واقعیت موجود سازگار شود.
همین تفاوت باعث میشود هوشمندسازی ساختمان آماده بیشتر شبیه یک پروژه بازطراحی و Retrofit باشد تا اجرای صفر تا صد. متخصص باید بفهمد چه چیزی قابل حفظ است، چه چیزی باید تغییر کند و کجا تخریب واقعاً اجتنابناپذیر میشود.
اگر این تفاوت در آموزش دیده نشود، هنرجو ممکن است راهکار مناسب ساختمان در حال ساخت را برای ساختمانی استفاده کند که هیچ زیرساختی برای آن آماده نشده است.
ساختمان نیمهکاره چه مزیتی برای هوشمندسازی دارد؟
بزرگترین مزیت، آزادی در زیرساخت است. میتوان مسیرهای برق، باس، شبکه و سنسورها را قبل از تکمیل دیوار و سقف مشخص کرد.
اگر قرار باشد روشنایی سالن در چهار مدار مستقل کنترل شود، همین موضوع در نقشه برق لحاظ میشود. اگر پرده برقی نیاز به تغذیه در نقطه خاص دارد، کابل از قبل به همان محل میرسد.
در سیستمهای حرفهایتر میتوان از همان ابتدا فضای کافی برای تابلو، کنترلر، Gateway و منبع تغذیه پیشبینی کرد. حتی مسیر رزرو برای توسعه آینده نیز قابل اجراست.
این سطح از آزادی در هوشمندسازی ساختمان آماده معمولاً وجود ندارد و همین موضوع روش طراحی پروژه را کاملاً تغییر میدهد.
ساختمان آماده چه محدودیتهایی دارد؟
اولین محدودیت، ساختار سیمکشی موجود است. ممکن است چند چراغ روی یک مدار مشترک باشند، در حالی که کارفرما میخواهد آنها مستقل کنترل شوند.
دومین محدودیت، دسترسی است. در ساختمان تکمیلشده نمیتوان بدون دلیل دیوار را باز کرد یا سقف را شیار زد. هر تغییر باید با کمترین مداخله انجام شود.
محدودیت سوم، سازگاری تجهیزات موجود است. ممکن است فنکویل، پرده، کلید یا تابلو قدیمی باشند و برای اتصال به سیستم جدید نیاز به واسط یا تغییر محدود داشته باشند.
به همین دلیل هوشمندسازی ساختمان آماده بیشتر از هر چیز به مهارت حل مسئله نیاز دارد، نه صرفاً توانایی نصب تجهیزات.
اولین قدم در ساختمان آماده بازدید فنی است
در پروژه نیمهکاره، طراح میتواند بسیاری از موارد را روی نقشه تعیین کند. در ساختمان آماده، نقشه همیشه کافی نیست و حتی ممکن است بهروز نباشد.
باید وضعیت واقعی تابلو، نوع کابلها، وجود نول، تعداد مدارها، مسیر پردهها، وضعیت HVAC و شبکه بررسی شود. همچنین مشخص شود کدام قسمتها قابل دسترسی هستند.
همین بازدید مشخص میکند چه سطحی از هوشمندسازی ساختمان آماده بدون تخریب ممکن است و کدام خواستهها نیاز به تغییر زیرساخت دارند.
این مرحله بهقدری مهم است که قیمتگذاری دقیق بدون بازدید میتواند ریسک زیادی داشته باشد.
نول در قوطی کلید چرا اهمیت دارد؟
یکی از تفاوتهای مهم ساختمانهای قدیمی و بعضی سیمکشیهای سنتی این است که نول الزاماً به قوطی کلید نمیرسد.
بعضی کلیدهای هوشمند یا ماژولها برای تغذیه دائمی به نول نیاز دارند. اگر نول وجود نداشته باشد، انتخاب تجهیز محدود میشود.
در این شرایط ممکن است از مدلهای بدون نول استفاده شود، یا ماژول در نقطه دیگری نصب شود. گاهی نیز اجرای یک مسیر محدود برای نول منطقیتر است.
در آموزش هوشمندسازی ساختمان آماده این موضوع باید بهصورت عملی بررسی شود، زیرا تفاوت میان یک نصب تمیز و یک دوبارهکاری پرهزینه میتواند همین یک سیم باشد.
آیا تجهیزات بیسیم همیشه بهترین راه هستند؟
تجهیزات بیسیم برای Retrofit مزیت زیادی دارند، اما نباید بهصورت پیشفرض تنها گزینه باشند.
در پروژهای که کابل مناسب از قبل وجود دارد، استفاده از ارتباط سیمی میتواند پایدارتر باشد. در بخش دیگری که هیچ مسیر قابل دسترسی وجود ندارد، Wireless ممکن است انتخاب منطقیتر باشد.
همچنین باید تفاوت میان ارتباط بیسیم و تغذیه را در نظر گرفت. سنسور باتریخور ممکن است کاملاً بیسیم باشد، اما یک رله یا پرده همچنان به برق نیاز دارد.
در هوشمندسازی ساختمان آماده معمولاً معماری Hybrid نتیجه بهتری میدهد؛ یعنی از زیرساخت موجود هر جا ممکن است استفاده شود و نقاط دشوار با ارتباط بیسیم تکمیل شوند.
چه چیزهایی در ساختمان آماده معمولاً سادهتر هوشمند میشوند؟
بعضی امکانات نیاز به تغییرات زیادی ندارند و برای شروع Retrofit مناسبتر هستند:
- روشنایی با ماژول یا رله مناسب
- سنسورهای حضور، دما و نشت آب
- بعضی قفلها و تجهیزات امنیتی
- ترموستات و کنترل فنکویل سازگار
- پرده یا کرکرهای که از قبل موتوردار است
این موارد الزاماً در همه پروژهها ساده نیستند، اما معمولاً نسبت به تغییر کامل زیرساخت مرکزی قابلیت اجرای سریعتری دارند.
چه چیزهایی میتوانند پیچیدهتر باشند؟
اگر کارفرما بعد از اتمام ساختمان بخواهد تمام مدارهای روشنایی یک فضای بزرگ را مستقل کند، ممکن است محدودیت جدی سیمکشی ایجاد شود.
اضافه کردن باس جدید در تمام ساختمان نیز ممکن است نیاز به تخریب داشته باشد. همین موضوع درباره کابل شبکه، تجهیزات داخل سقف و سنسورهای توکار صدق میکند.
گاهی خواسته کارفرما از نظر فنی شدنی است، اما هزینه اجرای آن بعد از اتمام ساختمان منطقی نیست.
یکی از مهارتهای مهم در هوشمندسازی ساختمان آماده این است که متخصص بتواند بین «ممکن بودن» و «منطقی بودن» تفاوت ایجاد کند.
چرا آموزش ساختمان نیمهکاره باید از نقشه شروع شود؟
در پروژه در حال ساخت، بهترین زمان برای تصمیمگیری قبل از اجرای کابل است.
هنرجو باید یاد بگیرد نقشه معماری را بخواند، مدارهای روشنایی را تفکیک کند، محل تابلو و تجهیزات را مشخص کند و سناریوها را قبل از اجرا بنویسد.
بعد از آن میتوان I/O List تهیه کرد و براساس آن تعداد کانالها، کنترلرها و منابع تغذیه را محاسبه کرد.
این مسیر باعث میشود پروژه از ابتدا برای هوشمندسازی طراحی شود، نه اینکه بعداً تجهیزات هوشمند روی یک برق سنتی از قبل اجراشده اضافه شوند.
چرا آموزش ساختمان آماده باید از عیبیابی شروع شود؟
در Retrofit، مجری همیشه با چیزی که خودش طراحی کرده روبهرو نیست. ممکن است سیستم برق توسط فرد دیگری اجرا شده باشد و هیچ مستند دقیقی وجود نداشته باشد.
بنابراین باید بتواند مسیر مدارها را شناسایی کند، نوع کلید و بار را بررسی کند و بفهمد هر سیم چه وظیفهای دارد.
مولتیمتر، تستر، نقشهخوانی و روشهای تشخیص مدار در این پروژهها اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
هوشمندسازی ساختمان آماده بدون توانایی فهم زیرساخت موجود بسیار سخت است، زیرا قبل از اضافه کردن فناوری جدید باید بدانیم ساختمان فعلی دقیقاً چگونه کار میکند.
آیا آموزش هر دو مسیر باید تجهیزات یکسانی داشته باشد؟
نه الزاماً. بعضی تجهیزات مخصوص پروژههای Centralized هستند و در ساختمان نیمهکاره بهتر قابل استفادهاند.
در مقابل، ماژولهای کوچک پشت کلیدی، سنسورهای باتریخور و Gatewayهای بیسیم میتوانند در Retrofit کاربرد بیشتری داشته باشند.
این به معنی برتری یک گروه نیست. هرکدام برای مسئله متفاوتی طراحی شدهاند.
در آموزش حرفهای بهتر است هنرجو یاد بگیرد چرا یک تجهیز برای هوشمندسازی ساختمان آماده مناسب است و همان محصول در یک ساختمان در حال ساخت شاید انتخاب اول نباشد.
ساختار تابلو در دو پروژه چقدر متفاوت است؟
در ساختمان نیمهکاره میتوان از ابتدا تابلو را برای هوشمندسازی طراحی کرد. تعداد خروجیها، ترمینالها، منبع تغذیه و فضای توسعه مشخص هستند.
در ساختمان آماده ممکن است تابلو کوچک باشد و فضای اضافه نداشته باشد. گاهی امکان نصب چند ماژول وجود دارد و گاهی باید یک تابلو فرعی اضافه شود.
همچنین ممکن است مدارها به شکلی تفکیک نشده باشند که برای کنترل مرکزی مناسب باشند.
در هوشمندسازی ساختمان آماده مهارت Retrofit تابلو اهمیت زیادی دارد؛ یعنی بیشترین قابلیت با کمترین تغییر ایمن ایجاد شود.
آیا همه کلیدهای سنتی باید حذف شوند؟
خیر. یکی از تصورات اشتباه این است که هوشمندسازی حتماً باید ظاهر کلیدهای ساختمان را تغییر دهد.
در بسیاری از پروژهها میتوان کلید موجود را حفظ کرد و یک ماژول پشت آن یا در تابلو اضافه نمود. در این صورت کنترل دستی همچنان باقی میماند و سیستم هوشمند نیز فرمان خود را دارد.
این راهکار برای ساختمانهایی که دکوراسیون کامل شده یا کارفرما به ظاهر کلیدها علاقه دارد بسیار مناسب است.
یکی از مزیتهای هوشمندسازی ساختمان آماده همین امکان اضافه کردن لایه هوشمند بدون تغییر کامل ظاهر داخلی است.
اما چه زمانی تعویض کلید منطقیتر است؟
اگر کلید فعلی فرسوده باشد، فضای کافی نداشته باشد یا قابلیت موردنیاز از طریق ماژول قابل اجرا نباشد، تعویض میتواند راهکار بهتری باشد.
همچنین اگر کارفرما بخواهد سناریوهای مختلف، نمایش وضعیت یا چند فرمان را از یک نقطه کنترل کند، کلید هوشمند جدید میتواند تجربه بهتری ایجاد کند.
تصمیم باید براساس کاربری و محدودیت پروژه گرفته شود، نه صرفاً زیبایی محصول.
در هوشمندسازی ساختمان آماده حفظ تجهیز قدیمی هدف نیست؛ هدف استفاده منطقی از هر چیزی است که هنوز ارزش نگهداری دارد.
فنکویل موجود چگونه هوشمند میشود؟
در بسیاری از ساختمانها خود فنکویل سالم است و نیازی به تعویض کامل دستگاه وجود ندارد.
میتوان ترموستات را بررسی کرد و در صورت سازگاری، کنترل جدیدی برای سرعت فن و شیر اضافه کرد. نوع دو لوله یا چهار لوله بودن سیستم نیز باید مشخص شود.
ولتاژ فن، نوع شیر و ساختار سیمکشی از مواردی هستند که قبل از انتخاب ترموستات باید بررسی شوند.
در پروژه هوشمندسازی ساختمان آماده معمولاً هدف این است که تجهیزات مکانیکی سالم حفظ شوند و لایه کنترل آنها ارتقا پیدا کند.
موتورخانه قدیمی چه شرایطی دارد؟
موتورخانه یکی از بخشهایی است که Retrofit میتواند ارزش زیادی ایجاد کند، اما فقط اگر تجهیزات از نظر مکانیکی سالم باشند.
میتوان سنسورهای جدید، کنترلر و در بعضی پروژهها درایو دور متغیر اضافه کرد. همچنین برنامه زمانی و کنترل براساس دمای بیرون میتواند وارد سیستم شود.
اما اگر پمپ، شیر یا تجهیزات اصلی مشکل بنیادی داشته باشند، هوشمندسازی نمیتواند جای تعمیر مکانیکی را بگیرد.
این اصل باید در آموزش هوشمندسازی ساختمان آماده کاملاً روشن باشد: کنترل خوب، تجهیز خراب را سالم نمیکند.
سنسورهای بیسیم چه مزیتی دارند؟
نصب سنسور دما، رطوبت، حضور یا نشت آب بدون اجرای کابل جدید یکی از بزرگترین مزیتهای فناوری بیسیم در ساختمان تکمیلشده است.
این حسگرها میتوانند اطلاعاتی را وارد سیستم کنند که قبلاً ساختمان هیچ دیدی نسبت به آنها نداشته است.
در پروژههای جدید Smart Building نیز استفاده از Wireless IoT Sensors برای Retrofit ساختمانها گسترش پیدا کرده، زیرا امکان افزودن نقاط اندازهگیری بدون تغییر گسترده زیرساخت را فراهم میکند.
به همین دلیل در هوشمندسازی ساختمان آماده سنسورها اغلب اولین قدم برای تبدیل ساختمان سنتی به ساختمانی دادهمحورتر هستند.
باتری سنسورها باید در آموزش جدی گرفته شود
Wireless به معنی بدون نگهداری نیست. بسیاری از سنسورهای بیسیم با باتری کار میکنند و باید وضعیت باتری آنها قابل بررسی باشد.
اگر حسگر نشت آب بعد از دو سال به دلیل پایان باتری خاموش شده باشد، دقیقاً زمانی که به آن نیاز داریم ممکن است کار نکند.
بنابراین طراحی باید شامل هشدار Low Battery و برنامه نگهداری باشد.
این جزئیات در هوشمندسازی ساختمان آماده اهمیت زیادی دارند، چون بخشی از سادگی نصب بیسیم با مسئولیت نگهداری دورهای همراه است.
تفاوت تجربه کاربر در ساختمان آماده چیست؟
کاربری که سالها در یک خانه سنتی زندگی کرده معمولاً عادتهای مشخصی دارد. اگر سیستم جدید همه رفتارهای قبلی را ناگهان تغییر دهد، ممکن است مقاومت ایجاد شود.
بهتر است کنترل دستی همچنان ساده بماند و Automation فقط کارهای تکراری را راحتتر کند.
برای مثال کلید همچنان کار کند، اما سناریوی خروج بتواند تمام چراغهای مشخص را خاموش کند. یا ترموستات دستی باقی بماند، اما هنگام عدم حضور بهصورت خودکار وارد حالت اقتصادی شود.
در هوشمندسازی ساختمان آماده احترام به عادتهای قبلی کاربر بخشی از طراحی تجربه است.
ساختمان نیمهکاره آزادی بیشتری برای سناریو دارد
وقتی زیرساخت از ابتدا طراحی میشود، میتوان مدارها را دقیقاً براساس سناریوها تفکیک کرد.
برای مثال روشنایی عمومی، نور مخفی و دکوراتیو یک سالن هرکدام خروجی مستقل داشته باشند و پردهها نیز از ابتدا در شبکه قرار گیرند.
در چنین شرایطی سناریوی مهمانی، خواب، خروج یا سینما با آزادی بیشتری طراحی میشود.
در مقابل، در هوشمندسازی ساختمان آماده ممکن است بعضی از این استقلالها به دلیل سیمکشی قبلی قابل اجرا نباشند و نیاز به مصالحه وجود داشته باشد.
آیا باید به کارفرما محدودیتها را گفت؟
حتماً. پنهان کردن محدودیت در مرحله فروش معمولاً در مرحله اجرا مشکل بزرگتری ایجاد میکند.
اگر یک قابلیت بدون تخریب قابل اجرا نیست، بهتر است از ابتدا گفته شود. میتوان گزینه جایگزین ارائه کرد و تفاوت هزینه و نتیجه را توضیح داد.
کارفرما باید بداند کدام قابلیت دقیقاً مطابق خواسته او اجرا میشود و کدام مورد با محدودیت زیرساخت روبهروست.
شفافیت یکی از مهمترین مهارتهای فروش و اجرای هوشمندسازی ساختمان آماده است.
تخریب محدود همیشه شکست پروژه نیست
گاهی برای جلوگیری از یک تغییر کوچک، راهکار بسیار پیچیده و گران انتخاب میشود. در حالی که باز کردن محدود یک نقطه و اجرای کابل ممکن است سادهتر و قابل اعتمادتر باشد.
هدف Retrofit «صفر تخریب به هر قیمت» نیست. هدف کاهش مداخله غیرضروری است.
اگر یک مسیر کوتاه کابل باعث شود سیستم سالها پایدارتر کار کند، ممکن است همان تخریب محدود تصمیم حرفهایتری باشد.
در هوشمندسازی ساختمان آماده باید هزینه، دوام و ظاهر همزمان بررسی شوند.
کدام تصمیمها را نباید فقط براساس قیمت گرفت؟
ارزانترین تجهیز لزوماً کمهزینهترین پروژه را ایجاد نمیکند. تجهیزی که Integration ضعیف دارد یا پشتیبانی آن محدود است، میتواند در آینده هزینه بیشتری داشته باشد.
همچنین محصولی که نیاز به تخریب بیشتر دارد شاید در ظاهر ارزانتر باشد اما هزینه نصب آن بالا برود.
در Retrofit باید هزینه کل اجرا دیده شود: محصول، نصب، تخریب، ترمیم، برنامهنویسی و نگهداری.
این نگاه یکی از موضوعات اصلی آموزش هوشمندسازی ساختمان آماده است و هنرجو باید بتواند قیمت محصول را از هزینه واقعی پروژه جدا کند.
دو مسیر آموزشی چه تفاوتی دارند؟
مسیر ساختمان نیمهکاره باید بیشتر روی طراحی از صفر تمرکز کند. نقشه، I/O، تابلو، کابلکشی، پروتکل و Commissioning از ابتدا جزو آموزش هستند.
مسیر ساختمان آماده باید مهارت بازدید، تشخیص سیمکشی موجود، Retrofit، انتخاب تجهیزات کمتخریب و Integration با سیستم قبلی را تقویت کند.
البته پایههای مشترک زیادی نیز وجود دارند. برق، منطق کنترل، شبکه و عیبیابی در هر دو مسیر ضروری هستند.
اما اولویتها متفاوتاند و اگر این تفاوت دیده نشود، آموزش تبدیل به مجموعهای از نکات عمومی میشود که برای هیچ پروژهای بهاندازه کافی عمیق نیست.
مهارتهای کلیدی ساختمان آماده چیست؟
برای اجرای حرفهای Retrofit چند مهارت اهمیت بیشتری پیدا میکنند:
- تشخیص دقیق زیرساخت برق موجود
- انتخاب سیستم سیمی، بیسیم یا Hybrid
- استفاده حداکثری از تجهیزات سالم
- طراحی کمتخریب و قابل تعمیر
- عیبیابی و Integration تجهیزات قدیمی
این مهارتها همان چیزهایی هستند که اجرای هوشمندسازی ساختمان آماده را از نصب چند محصول هوشمند جدا میکنند.
مهارتهای اصلی ساختمان نیمهکاره چیست؟
در پروژه در حال ساخت، تمرکز بیشتر روی پیشبینی آینده است.
مجری باید از ابتدا بداند کدام مدارها مستقل باشند، چه کابلهایی رزرو شوند و تابلو چه ظرفیتی داشته باشد.
هماهنگی با معمار، برقکار و مکانیک نیز اهمیت بیشتری دارد، چون تصمیم امروز میتواند سالها روی قابلیت توسعه سیستم اثر بگذارد.
در این مسیر، اشتباه طراحی ممکن است قبل از تحویل دیده نشود اما بعداً تغییر آن بسیار پرهزینه شود.
آیا یک مجری باید هر دو مسیر را بلد باشد؟
برای تبدیل شدن به مجری کامل، بله. بازار فقط شامل ساختمان نوساز نیست و حجم بزرگی از ساختمانهای موجود نیز بهتدریج نیاز به ارتقا پیدا میکنند.
فردی که فقط اجرای صفر تا صد میداند، در ساختمان آماده ممکن است بیش از حد به کابلکشی جدید وابسته شود.
فردی که فقط Retrofit بلد است نیز ممکن است در ساختمان جدید به راهکارهای بیسیم تکیه کند، در حالی که امکان طراحی زیرساخت بهتر وجود دارد.
آموزش درست باید نشان دهد هوشمندسازی ساختمان آماده یک مهارت مستقل است، اما در کنار دانش طراحی ساختمان نوساز کامل میشود.
چرا Retrofit در آینده اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
تعداد ساختمانهای موجود همیشه بسیار بیشتر از ساختمانهایی است که هر سال از صفر ساخته میشوند. بنابراین بازار هوشمندسازی نمیتواند فقط به پروژههای نوساز محدود بماند.
بسیاری از مالکان نیز تمایل دارند بدون بازسازی کامل، کنترل انرژی، امنیت و امکانات هوشمند را اضافه کنند.
توسعه تجهیزات Wireless، IoT Sensorها و سیستمهای قابل Retrofit این مسیر را سادهتر کرده است.
به همین دلیل هوشمندسازی ساختمان آماده احتمالاً یکی از بخشهای مهمتر بازار کار متخصصان ساختمان در سالهای آینده خواهد بود.
چه زمانی Retrofit ارزش اقتصادی ندارد؟
گاهی زیرساخت بهاندازهای فرسوده است که بهتر است ابتدا برق یا تأسیسات اصلی بازسازی شوند.
اگر سیمکشی ایمن نیست، تابلو حفاظت مناسبی ندارد یا تجهیزات مکانیکی فرسودهاند، اضافه کردن کنترل هوشمند اولویت اول نیست.
در چنین شرایطی باید مشکل بنیادی حل شود و بعد لایه هوشمند اضافه شود.
یکی از نشانههای متخصص حرفهای هوشمندسازی ساختمان آماده این است که بتواند پروژه نامناسب را هم تشخیص دهد و برای فروش تجهیزات، محدودیتهای ایمنی را نادیده نگیرد.
آیا ظاهر داخلی بعد از Retrofit تغییر میکند؟
اگر طراحی مناسب باشد، الزاماً تغییر زیادی ایجاد نمیشود.
بعضی ماژولها پشت کلید یا داخل تابلو نصب میشوند، سنسورها میتوانند کوچک باشند و بسیاری از کنترلها نیز در پسزمینه انجام شوند.
در بعضی پروژهها حتی کلیدهای فعلی حفظ میشوند و کاربر فقط قابلیتهایی مانند سناریو و کنترل از راه دور را به سیستم قبلی اضافه میکند.
همین موضوع یکی از جذابترین ویژگیهای هوشمندسازی ساختمان آماده است؛ ساختمان میتواند رفتار جدیدی پیدا کند بدون اینکه الزاماً چهره داخلی آن کاملاً عوض شود.
آموزش باید یک پروژه آماده واقعی داشته باشد
فقط نمایش یک ماژول روی میز برای آموزش Retrofit کافی نیست. هنرجو باید با سناریویی مواجه شود که سیمکشی کامل و ایدهآل ندارد.
مثلاً قوطی بدون نول باشد، دو چراغ روی یک مدار مشترک قرار گرفته باشند یا تابلو فضای کافی نداشته باشد.
بعد از او خواسته شود با کمترین تغییر، بهترین راهکار ممکن را طراحی کند.
این مدل تمرین به هوشمندسازی ساختمان آماده نزدیکتر است، چون تصمیمگیری در محدودیت واقعی را آموزش میدهد.
آموزش ساختمان نیمهکاره هم باید پروژهمحور باشد
در سمت مقابل، هنرجو باید یک نقشه خام دریافت کند و خودش مشخص کند چه زیرساختی لازم است.
باید سناریوها را بنویسد، تعداد I/Oها را محاسبه کند و نقشه کابلکشی و تابلو را طراحی کند.
در این تمرین هدف این است که فرد یاد بگیرد تصمیم درست را قبل از اجرای فیزیکی بگیرد.
تفاوت همین دو تمرین نشان میدهد چرا آموزش ساختمان آماده و نیمهکاره نباید در یک مسیر کوتاه و یکسان خلاصه شوند.
عیبیابی در کدام مسیر مهمتر است؟
در هر دو مسیر بسیار مهم است، اما نوع آن متفاوت است.
در ساختمان جدید معمولاً سیستم بر اساس نقشه خود تیم اجرا شده و اطلاعات بیشتری در دسترس است. عیبیابی میتواند روی برنامه، شبکه یا یک تجهیز مشخص متمرکز باشد.
در هوشمندسازی ساختمان آماده ممکن است ابتدا حتی ندانیم مشکل از سیستم جدید است یا زیرساخت قبلی. بنابراین تشخیص مرز میان قدیم و جدید اهمیت بیشتری دارد.
مجری Retrofit باید بتواند قبل از تغییر، وضعیت پایه ساختمان را ثبت کند تا بعداً بتواند مشکلات جدید و قبلی را از هم جدا کند.
Commissioning در هر دو پروژه ضروری است
حتی اگر Retrofit کوچک باشد، باید بعد از نصب سناریوها تست شوند.
سنسور ممکن است زاویه نامناسب داشته باشد، ماژول پشت کلید گرم شود یا ارتباط بیسیم در بعضی نقاط ضعیف باشد.
در ساختمان جدید نیز تعداد زیاد کانالها و سناریوها نیاز به Test Plan دارند.
بنابراین تفاوت مسیرها به معنی حذف اصول مشترک نیست. Commissioning، مستندسازی و آموزش کاربر در هر دو نوع پروژه بخشی از تحویل حرفهای هستند.
مستندات ساختمان آماده حتی مهمتر میشوند
در Retrofit باید مشخص شود چه چیزی از سیستم قبلی باقی مانده و چه چیزی تغییر کرده است.
اگر یک ماژول پشت کلید نصب شده، محل آن باید ثبت شود. اگر شماره مدار یا ساختار تابلو تغییر کرده، نقشه As-Built باید بهروز شود.
بدون این اطلاعات، تعمیر چند سال بعد میتواند بسیار دشوار شود، چون تجهیزات هوشمند در نقاطی نصب شدهاند که از بیرون دیده نمیشوند.
در هوشمندسازی ساختمان آماده مستندسازی خوب باعث میشود پنهان بودن تجهیزات به معنی گم شدن اطلاعات آنها نباشد.
کارفرمای ساختمان آماده چه انتظاری دارد؟
معمولاً او میخواهد تغییر زیادی در زندگی روزمره ایجاد نشود. سیستم باید سریع نصب شود، تخریب کم باشد و کار با آن ساده بماند.
به همین دلیل توضیح فرآیند اجرا اهمیت زیادی دارد. باید مشخص شود کدام نقاط باز میشوند، پروژه چند مرحله دارد و چه قابلیتهایی بدون تخریب قابل اجرا هستند.
اگر این انتظارات از ابتدا مدیریت شوند، رضایت کارفرما نیز بیشتر خواهد بود.
در هوشمندسازی ساختمان آماده تجربه اجرای تمیز و کممداخله به اندازه کیفیت برنامهنویسی اهمیت دارد.
کارفرمای ساختمان نیمهکاره چه انتظاری باید داشته باشد؟
در این پروژه بهتر است تمرکز روی آینده باشد. کارفرما باید بداند تصمیمهای امروز روی توسعه چند سال بعد اثر دارند.
ممکن است بعضی زیرساختها امروز استفاده نشوند اما اجرای آنها در مرحله ساخت هزینه بسیار کمی داشته باشد.
برای مثال لوله رزرو، فضای اضافه تابلو یا چند کابل مناسب آینده میتوانند ارزش زیادی ایجاد کنند.
در این مسیر، طراح باید از فرصت ناتمام بودن ساختمان استفاده کند و پروژه را فقط برای نیازهای امروز نبندد.
آینده این دو مسیر به هم نزدیکتر میشود؟
از نظر فناوری بله. تجهیزات ماژولار، Gatewayها و شبکههای بیسیم باعث میشوند فاصله میان پروژه نوساز و Retrofit کمتر شود.
اما محدودیت فیزیکی ساختمان آماده همیشه وجود خواهد داشت. نمیتوان آزادی یک پروژه قبل از نازککاری را کاملاً در یک ساختمان تکمیلشده بازسازی کرد.
بنابراین هر دو مسیر همچنان مهارتهای متفاوتی خواهند داشت.
آینده هوشمندسازی ساختمان آماده بیشتر به سمت سیستمهایی میرود که با حداقل مداخله، داده و کنترل بیشتری به زیرساخت موجود اضافه کنند. مطالب بیشتر : BMS Academy
جمعبندی؛ یک فناوری، دو روش کاملاً متفاوت اجرا
هوشمندسازی یک ساختمان در حال ساخت با ارتقای ساختمانی که سالهاست مورد استفاده قرار میگیرد، از نظر هدف ممکن است مشابه باشد؛ هر دو قرار است کنترل، آسایش و مدیریت بهتری ایجاد کنند. اما مسیر رسیدن به این نتیجه یکسان نیست.
در ساختمان نیمهکاره، مجری آزادی طراحی دارد. سیمکشی، تابلو، محل سنسورها و معماری سیستم میتوانند از ابتدا براساس سناریوها شکل بگیرند. اشتباه اصلی در این پروژه، از دست دادن فرصت طراحی درست قبل از اتمام ساختمان است.
در هوشمندسازی ساختمان آماده شرایط برعکس است. بخش زیادی از زیرساخت از قبل وجود دارد و متخصص باید با محدودیتها کار کند. تشخیص سیمکشی، انتخاب تجهیزات Retrofit، استفاده از ارتباط بیسیم و حفظ ظاهر ساختمان اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
همین تفاوت باید در آموزش نیز دیده شود. آموزش ساختمان نیمهکاره باید روی پیشبینی، نقشه، تابلو و طراحی از صفر تمرکز کند. آموزش ساختمان آماده باید روی بازدید، تحلیل زیرساخت، کمینه کردن تخریب، سازگاری و عیبیابی عمیقتر باشد.
کسی که هر دو مسیر را بشناسد، هنگام ورود به پروژه اولین سؤالش این نیست که «چه تجهیزی نصب کنم؟» ابتدا میپرسد این ساختمان در چه مرحلهای است، چه زیرساختی در اختیار من قرار دارد و بهترین راه برای رسیدن به نتیجه مطلوب با کمترین هزینه و تغییر چیست.
این همان نقطهای است که هوشمندسازی ساختمان آماده از نصب چند محصول هوشمند جدا میشود و به یک مهارت مستقل در طراحی و اجرای ساختمان تبدیل میشود. منبع : Energy







